یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

نگاهی واقع بینانه به برخوردهای صورت گرفته با
سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه


داوود رضوی


• متاسفانه بعد از انقلاب تفکری بر کشور حاکم شد که هرگونه تشکل مستقلی را نه تنها برسمیت نمی شناسد بلکه اعتقاد به تک حزبی هم دارد. گویا تاثیرات سی و چند ساله حاکمیت بر فعالان کارگری و یا اهل قلم هم تاثیرگذاشته، تعدای ازانها فکر میکنند تفکر و خط مشی خودشان از همه برتر است و کارگران باید حتما زیر پرچم ....؟ باشند و گرنه وابسته به حکومت و دولتی و یا سرمایه داری هستنند ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
آدينه  ۲۲ دی ۱٣۹۱ -  ۱۱ ژانويه ۲۰۱٣


من نویسنده نیستم و قصدم از نوشتن این مطلب پاسخ دادن به شخص و یا گروهی نیست. نظر شخصی و طرز فکر من نسبت به هم طبقاتی های خودم (کارگران) این است که هر تشکل کارگریئ که از منافع طبقاتی کارگران دفاع کند، و در راه احقاق حق و حقوق صنفی کارگران قدمی بردارد، حتی اگر بر خلاف عقیده من باشد، شخصا از آن تشکل استقبال کرده و اگر کاری نتوانم انجام دهم و یا به صرف اینکه با تفکر من همخوانی ندارد، جهت تضیف تشکل موجود قدمی بر نخواهم داشت، در واقع همانطور که در اساسنامه سندیکای شرکت واحد قید شده، سندیکا نسبت به رنگ، تفکر و مذهب کارگران محدویتی ندارد و هدف اصلی اگاه کردن کارگران نسبت به حقوق صنفی و خواست های به حق و مسلم شان است، کارگری که میخواهد کاندیدای هیئت مدیره سندیکا شود فقط دو سال در ان کارگاه سابقه کار داشته باشد می تواند در انتخابات سندیکا کاندیدا شود.
هر چند که کارگران در فرو پاشیدن رژیم پهلوی نفش اساسی و مهمی داشتند، اما از همان سالهای اول انقلاب تشکل های مستقل کارگری را به عناوین مختلف مورد سرکوب قرار دادند و از هیچ ظلمی در مورد کارگران و تشکل های کارگری کوتاهی نکردند، بطوری که حتی به رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد ان زمان، در حکم بدوی اعدام دادند و حال با گروه های کارگری دیگر چه ها که نکردند بماند...؟
متاسفانه بعد از انقلاب تفکری بر کشور حاکم شد که هرگونه تشکل مستقلی را نه تنها برسمیت نمی شناسد بلکه اعتقاد به تک حزبی هم دارد. گویا تاثیرات سی و چند ساله حاکمیت بر فعالان کارگری و یا اهل قلم هم تاثیرگذاشته، تعدای ازانها فکر میکنند تفکر و خط مشی خودشان از همه برتر است و کارگران باید حتما زیر پرچم ....؟ باشند و گرنه وابسته به حکومت و دولتی و یا سرمایه داری هستنند. چند روزی است مطالبی در سایت ها خواندم که سندیکاها چنین هستنند و اداره کردن شورائی چنان؟ بعضی ها اعتقاد دارند که سندیکاها توان مبارزات طبقاتی را ندارند و نمی تواند شرایط کارگران و اوضاع معیشتی کارگران را تغییر دهند و فکر میکنند که سندیکاها هم از سرمایه داری ریشه گرفته اند و حتی ریشه در سرمایه داری دولتی دارند و اعتقاد دارند که راه نجات کارگران فقط در شورائی شدن تشکل های کارگری است.
به هر حال این نظریست که نمی دانم امروز در کشور ما چقدر قابل ارزیابی است. اما در مورد سندیکای کارگران شرکت واحد که خودم از اواخر سال ٨٣ فعال شدم و تا امروز هم از هیچ کوششی در راه منافع کارگران دریغ نکرده ام، بگویم، نمی خواهم به هزینه هائی که در این راه داده ایم اشاره کنم ولی از این نظر که شاید ذهن بعضی ها نسبت به سندیکاهای زرد و یا دولتی فعال باشد، لازم میدانم اشاره ای به برخوردهای دولتی و حکومتی با این سندیکا را به گوش آنهائی که علاقه مند به فعالیت کارگری هستند برسانم. تا قضاوت را خودشان بر عهده بگیرند، که ایا میشود با سندیکای دولتی و یا زرد چنین برخوردی صورت بگیرد که فکر میکنم غیر منطقی باشد اگر چنین قضاوتی را در مورد تشکل سندیکای کارگران شرکت واحد بکنیم، از بدو شروع مجدد سندیکای کارگران شرکت واحد در سال ۱٣٨۴ همواره این سندیکا مورد هجوم و تاخت و تاز نیروهای امنیتی و عوامل سرکوب کارگران (خانه کارگرو شوراهای اسلامی کار ) و حتی بخشی از عوامل پلیس امنیت که مدعی تاسیس شوراهای اسلامی کار بودند قرار داشته، که من به تعدادی از این فشارها تا به امروز اشاره میکنم.
۱- نزدیک به ۴۰۰ مورد بازداشت اعضای سندیکا ۲- دستیگری چندین خانواده به همراه فرزندانشان در ساعت ۲.۵ بامداد در حالی که همسرانشان در بند ۲۰۹ بازداشت بودند ٣- کتک خوردن و زخمی شدن دهها تن از اعضای سندیکا که منجر به جرح هم گردیده ۴- پرتاپ کردن بمب اتش زا به محل سندیکا که بخشی از ساختمان در اتش سوخت ۵- اجیر کردن چماقداران توسط عوامل خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار و حمله ۲۰۰نفر از این ارازل و اوباش به محل سندیکا و غارت اموال سندیکا در حضور پلیس و عوامل امنیتی، بجای اینکه پلیس ضاربین و چماقدارها را دستگیر کند، رئیس و نایب رئیس سندیکا را که زخمی بودند و نیاز به درمان داشتند دستگیر کردند ۶- محکوم شدن بیست نفر از اعضای هیئت مدیره سندیکای و فعالین شرکت واحد در دادگاه انقلاب از ۶ ماه حبس تا ۶ سال که اسانلو و مددی هرکدام ۵/۵ سال و ۴ سال از عمر ٨ ساله این سندیکارا در زندان بودند که هم اکنون یکی دیگر از اعضای هیئت مدیره سندیکا، رضا شهابی در حال سپری کردن محکومیت ۶ سال زندانش است ۷- اخراج بیش از ٣۰۰ تن از رانندگان فعال سندیکائئ ٨- بازداشت تعدادی از دانشجویان و اعضای فعالین تشکل ها ی کارگری مستقل در رابطه با سندیکای شرکت واحد ۹-تحت فشار گذاشتن تعدادی از روزنامه ها بخاطر چاپ مطالب سندیکا و حتی در مواردی بسته شدن ان نشریات، که یکی از موارد اتهامی، نشر مطالب سندیکا بوده. ۱۰-تصمیم گیری در رابطه با اخراج اعضای اصلی سندیکا در بالاترین مقامات امنیتی کشور که رونوشت مدارکش موجود است ۱۱- ارسال مدارک محرمانه به تمام ادارات کار استان کشور جهت جلوگیری از بازگشت بکار اعضای هیئت مدیره و اعضای اصلی سندیکا ۱۲- امنیتی برخورد کردن حاکمیت با سندیکای کارگران شرکت واحد از همان ابتدا تا به امروز و تهدید اعضای هیئت مدیره سندیکا برای جلوگیری کردن از جلسات هیئت مدیره سندیکا که اخرین مورد به هفته گذشته برمیگردد.
فکر میکنم بیشتر از این لازم نباشد در این مورد بنویسم اما لازم میدانم مواضع سندیکای کارگران شرکت واحد را در رابطه با حوادث و رویداهای کشور بخصوص مسائل کارگران که با انتشار بیانه ها از طرف سندیکا هدفش را روشن ساخته اشاره کنم، تا شاید برای کسانی که تا به امروز مشخص نشده این سندیکای کارگری چقدر ماهیت ضد کارگری تشکل های فرمایشی و دولتی که هدفی جزء منافع شخصی و جناحی را دنبال نکرده اشکار ساخته روشن سازم. ناتوانی خانه کارگر و شوراهای اسلامی کار در حل مشکلات کارگران واقعیتی انکارناپذیر است. اگر در مورد دستاوردهای سندیکای شرکت واحد بخواهم بگویم واقعا در این متن گنجانده نمی شود، به این بسنده میکنم، طبق مدارک موجود منافع مالی قابل توجهی برای رانندگان و کارگران شرکت واحد در این چند سال بدست آورده که قابل رویت است از همه مهمتر قابلیت و اگاهی کارگرانی چون خود من را به حدی رسانده که امروز در شرکت واحد صدها کارگر اگاه داریم که قابلیت هدایت و روشنگری کارگران دیگر را دارد، در صورتی که قبل از سندیکا واقعا اکثر رانندگان حتی از ابتدائی ترین دانش حقوقی خودشان اگاه نبودند، متحد کردن بخشی از جامعه کارگری و همراه کردن کارگران بخش های دیگر با کارگران شرکت واحد، مطرح کردن نام کارگران کشور و توجه کارگران جهان را به کارگران کشور و عضویت سندیکای شرکت واحد در اتحادیه های بزرگ حمل و نقل بین الملی و... ،موضع گرفتن سندیکای کارگران شرکت واحد در مورد انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم که میشود این دو دوره را از بدترین دوره ها برخلاف شعارهای فریبنده برای کارگران بشماریم، باید بگویم که سندیکا طبق بیانه ای نظر خودش را نسبت به انتخابات اعلام کرد که بخشی از آن را یاد اور میشوم:
امروز برای کارگران و خانواده یشان تشویق به شرکت در انتخابات یکی از بی معناترین بحث های موجود میباشد چرا که کارگران در سه دهه گذشته، تمام روسای جمهور از دوره جنگ و دوره سازندگی و دوره اصلاحات و هم چنین رئیس جمهور مهرورز را تجربه کرده اند... در حالی که کاندیداهای رئیس جمهور ازادانه از سالن ها، مسجد ها و حسینه ها و دانشگاه ها جهت سخنرانی استفاده میکنند، که هر نشست و تجمع کارگری با سرکوب روبرو میشود، حتی خیابان و پارک هم از مردم دریغ می شود و در طبیعی ترین جایی که کارگران می توانند بدون هزینه در ان جمع شوند مورد شبیخون و هجمعه و سرکوب قرار می گیرند.
این بیانیه در ارشیو سایت سندیکا موجود است و در مورد دستمزدها و ایجاد تشکل های مستقل همیشه مواضعش روشن و واضح بوده و هر جا در هر نقطه ای در ایران و دنیا کارگرانی مورد ستم واقع میشدند سندیکا با اطلاعیه ای ان رامحکوم میکرد و از تشکیل سندیکاهای دیگر حمایت میکرد، همچنان که از سندیکای نیشکر هفت تپه حمایت کرد. حتی در مورد اعدام فرزاد کمانگر که معلمی در روستاهای کردستان بود، سندیکا بخاطر اینکه معلمان را مزدبگیران فکری میداند، موضع گرفت و اعدام این معلم را محکوم کرد، بعد از اینکه سایت سندیکا اعدام فرزاد کمانگررا محکوم کرد، سایت را تحت فشار گذاشتند، تا اینکه نزدیک به دو سال است که کنترل سایت از عهده سندیکا خارج شده و دیگر آن رسالت کارگری خود را از دست داده، اما خوشبختانه اعضای سندیکا همچنان متحد و پیگیر منافع کارگران و رانندگان هستنند و اگر بخواهم به چند تلاش ماه های گذشته نگاه کنم تجمع حدود ۲۰۰ نفری در مقابل شهرداری، شکایت از عملکرد شوراهای اسلامی ضد کارگری که حدود ۷۰ نماینده سندیکائی شاکیان را همراهی میکردند، هفته گذشته در اداره کار شمالغرب صورت گرفت و یکی از نمایندگان شورائی در مقابل هیات موضوع ماده ۲۲ به ناکارامدی شوراهای اسلامی که زیر فشار و تحت فرمان کارفرما هستند اعتراف کرد و خودش شجاعانه در حضور رانندگان حاضر، استعفاء کرد.
حال شما کدام تشکل مستقل را در کشور سراغ دارید که این همه مورد هجوم قرار گرفته و باز از هم از تلاش دست بر نداشته باشد؟ ایا شما تشکل مستقل کارگری را سراغ دارید که همین تعداد ۲۰۰ نفر کارگر را بتواند با این شرایط امنیتی پلیسی به میدان بیاورد؟ اگر شما تشکلی منسجم و مستقل سراغ دارید، در منافع ایجاد تشکیل تشکل های مستقل حرکتی کرده در سی سال گذشته ما هم در کنار شما ایستاده ایم، متاسفانه واقعیت اعتراضات کارگری کشور نه تنها پراکنده است، بلکه تمامی انها بخاطر عقب افتادن دستمزد و یا نپرداختن حقوق است اما اعتصابات و اعتراضات رانندگان سندیکای شرکت واحد و نیشکر هفت تپه بخاطر ایجاد تشکل های مستقل کارگری در کشور بوده به همین منظور چنین برخوردهایی هنوز در مورد این دو تشکل وجود دارد، بهتر است کمی واقع بینانه به مسائل کارگری کشور نگاه کنیم، بهتر نیست برای برون رفت از این همه مشکلات کارگری و وضعیت اسفبار کارگران بجای نقاط ضعف و یا انتقاد به فکر تشکیل تشکیلات و تشکل های کارگری خودمان باشیم تا بتوانیم با متشکل کردن جامعه کارگری، کارگران را از دست سرمایه داران زالو صفت که از شیره جان کارگران تغذیه میکنند نجات دهیم، فکر میکنم بهترین کاری که دلسوزان جامعه کارگری میتوانند برای ما کارگران بکنند در راستای انسجام و متحدتر کردن کارگران قدم بردارند که تنها راه نجات طبقه کارگر اتحاد و متحد کردن کارگران و ایجاد تشکل های مستقل کارگری در کشور است.

داوود رضوی فعال سندیکایی

* عکس دوم مربوط به تجمع رانندگان مقابل شهرداری است.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (٣)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست