احمقهای مفید بازیچه دست نژادپرستان
شورا اسماعیلیان، نویسنده و روزنامه نگار (سوئد) ترجمه: فواد
•
دفعه بعد که تو یک حزب کمونیست کارگری را می بینی که علیه اقامه اذان حرف میزند، مثل سخنگوی "گروه برای جامعه مشترک"، یادت باشد که: آنها از جانب من حرف نمی زنند. آنها از جانب همه ایرانیان سوئد حرف نمی زنند
...
اخبار روز:
www.iran-chabar.de
شنبه
۲٨ ارديبهشت ۱٣۹۲ -
۱٨ می ۲۰۱٣
شورا اسماعیلیان نویسنده و روزنامه نگار (ساکن سوئد) می نویسد که گروه تبعیدی ایرانی با تجربه سرکوب آیت الله خمینی علیه اقامه اذان در مسجد فیتیا (در حومه شهر استکهلم) اعتراض میکند. من خودم در ایران بزرگ شده و فشار و سرکوب دیکتاتوری جمهوری اسلامی را با تمام وجود حس کرده ام. من از آن متنفرم. اما درعین حال برای من کاملا روشن است که باید از حق مسلمانان برای ابراز آزادانه مذهب خویش در سوئد دفاع کرد. این گروه تبعیدی ایرانی احمقهای مفیدی هستند که به راست گرایان افراطی مهمات می رسانند.
در پشت شعار "اذان نه، آزادی مذهب آری"، "گروه برای جامعه مشترک" تلاش می کند نفرت خود از مسلمانان را پنهان کند. آنان طی هفته های متوالی در جلوی مسجد فیتیا و کمون بوت شیورکا جمع شده اند تا به اقامه اذان یک بار در هفته از مناره این مسجد اعتراض کنند.
این مسجد اجازه دارد از مناره خود در ظهر هر روز جمعه اذانی به اندازه پایین 60 دسی بل پخش کند. طبق استاندارد اداره محیط کار سوئد صدای مجاز که در یک اداره باید به گوش می رسد 40 دسی بل، در یک گفتگو 60 دسی بل و در یک کنسرت راک 110 دسی بل است. اندازه صدا از اتوبان کنار مسجد بسیار بیشتر از صدای اذان است، همچنین صدای دستگاه صوتی خود اعتراض کنندگان.
این گروه ثابت قدم از معترضان که سالها علیه دادن اجازه اقامه اذان از این مسجد مبارزه کرده اند، چه کسانی هستند؟ اکثریت مطلق آنها ایرانیان متعلق به حزب کمونیست کارگری ایران، یک گروه کوچک، جار و جنجالی و فرقه هار که ریشه در سنت استالینیستی دارد. آدم های اندک و ثابت که پشت سازماندهی اعتراض علیه اذان هستند همان آدمها پشت گروه های اکس مسلم، انجمن کودکان مقدمند و فدراسیون پناهندگان ایرانی نیزهستند.
به نظر می رسد با طرح هر مسئله جدید همین آدمهای اندک متعلق به حزب کمونیست کارگری ایران یک گروه درست می کنند. آخرین این گروهها "گروه برای جامعه مشترک" است. برای هر نام جدید نیز به عنوان کسانی که تجربه ایران را نمایندگی می کنند، یک میکروفون در رسانه های سوئد پیدا می کنند.
رسانه های نژادپرستانه و نازیستی با بسیاری از این تظاهرکنندگان مصاحبه کرده اند. از جمله کریم شاهمرادی چهره اصلی این گروه یک مصاحبه تلفنی با سایت نژاد پرستانه افراطی فریا تیدر در 8 مه 2013 انجام داد. یکی دیگر از ایرانیان تبعیدی شرکت کننده در این تظاهرات در مصاحبه با حزب سوئدی ها (حزبی نژادپرست) در سایت رئالیستن می گوید: "ما سوال نمی کنیم تو چه کسی هستی و یا به چه چیزی اعتقاد داری. اگر تو فقط برای حمایت در کنار ما می ایستی. این مسئله خود تو است". اینکه کریم شاهمرادی بعدا در یک مصاحبه تلاش کرده است لکه های سیاه را پاک کند و بگوید :"ما از گروههای سیاسی و رسانه هایی که از برتری یک گروه از مردم بر گروه دیگر دفاع می کنند فاصله می گیریم". حرفی تو خالی.
سازمان خواهر اکس مسلم، که کریم شاهمرادی در آن نیز فعال است، تحریک علیه مسلمانان از جمله از طریق برگزاری جلسه با شرکت لارس ویکس (یکی از نژادپرستان سوئدی که طرح هایی از محمد پیغمبر مسلمانان به صورت سگ طراحی کرده بود)، دادن لینک به سایت بسته شده نژادپرستانه پولیتیسک اینکورکت و انتشار نوشته هایی در مورد اینکه چطور مسلمانان در حال بدست گرفتن اروپا هستند به پیش برده است.
در رسانه های اجتماعی نسبت به این گروه تبعیدی ایرانی احساس همدردی نشان داده شده است: گفته می شود که آنها درانقلاب ایران در سال 1979 بوده اند، سرکوب آیت الله خمینی را دیده و تجربه کرده اند و به سوئد پناهنده شده اند. ما باید به تجارب آنان سمپاتی نشان داده و عکس العمل های احساساتی آنان را درک کنیم. ما باید درک کنیم که آنها با پخش اذان یک بار در هفته مورد اذیت قرار میگیرند. اما واقعیت چیست؟: آیا نمایندگان این فرقه ایرانیان را نمایندگی می کنند؟ آیا ما باید "تجارب" آنان را درک کرده، و براین اساس، به آنان کارت عبور آزاد آن چیزی که به طور عینی به عنوان نژادپرستی طبقه بندی می شود را بدهیم؟ البته پاسخ این پرسش کاملا ساده است.
من خودم متولد ایران بوده و در آنجا بزرگ شده ام، مجبور به حمل حجاب بوده ام، از طرف مدیر مدرسه بخاطر خواندن سرودهای چپ انقلابی آگاهگرانه برای همکلاسی هایم مجازات شده ام. من شاهد دیکتاتوری جمهوری اسلامی بوده و آن را با تمام وجودم درک می کنم. من از آن متنفرم. من چیزی بجز یک ایران سکولار و دموکراتیک آرزو ندارم. اما به همان اندازه برایم واضح است که از حقوق مسلمانان در سوئد برای بیان آزادانه مذهب خود دفاع کنم.
حزب کمونیست کارگری قطعا قصد مستقیم نژادپرستانه ندارد. اما موضع پاتولوژیک آنان در مبارزه با اسلام و مسلمانان به هر قیمت ممکن، در هر زمینه، حتی اگر به قیمت قرار گرفتن در صف خرید آبرو برای نازیستها باشد، آغاز پایانی است که خود آنان صدمه خواهند دید. (قربانی آن خواهند بود)
این ایرانیان به عنوان کسانی عمل می کنند که به آنها به اصطلاح میگویند: احمق های مفید. آنها به افراطی ترین نژادپرستان مهمات می دهند. یا آنها فکر میکنند که نژادپرستان پشت فریا تیدر و رئالیستن، که الان برای آنان در مبارزه علیه اذن هورا میکشند، ما ایرانیها را دوست دارند؟ به عنوان مخالف واقعی نژادپرستی باید محیط واقعی که آدم در آن زندگی می کند را تحلیل کرد. نه آن دنیایی که آدم 34 سال پیش پشت سر گذاشته است. تظاهرات سیاسی (اعتراضات علیه اذان) باید در متن مشخص درک شود (اسلام هراسی و نژادپرستی ساختاری).
سوء استفاده خمینی از اسلام – کی میتواند این را باور کند؟ - با امیال مسلمانان در سوئد برای عملی کردن اعتقاداتشان بازشناسی نمی شود، همانند مسیحیان مصر که باید حق داشته باشند که کلیساهای خود را مستقل از دیوانگی ها و حماقت های جرج بوش و یا یک مسیحی راست که در بخش های دیگر دنیا خسارتی ببار آورده است.
دفعه بعد که تو یک حزب کمونیست کارگری را می بینی که علیه اقامه اذان حرف میزند، مثل سخنگوی "گروه برای جامعه مشترک"، یادت باشد که: آنها از جانب من حرف نمی زنند. آنها از جانب همه ایرانیان سوئد حرف نمی زنند. آنها مثل سرکوب شده ها حرف می زنند اما آنها فرش قرمز را جلوی پای نیروهای سیاه می اندازند.
(1) debatt.svt.se
|