یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی تاریخ - یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

تاثیر داخلی و خارجی تحولات خونین مصر


اردشیر زارعی قنواتی


• تحولات جدید مصر به لحاظ خارجی باید از دو منظر متفاوت نگریسته شود و یکسان پنداری در این خصوص از اساس اشتباه خواهد بود. به لحاظ تحولات قطبی در منطقه عربی و خاورمیانه تفاوت بنیادین بین عکس العمل کشورهای پیرامونی با کشورهای اتحادیه اروپایی و آمریکا به عنوان متحدین استراتژیک مصر وجود دارد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه  ٣۰ مرداد ۱٣۹۲ -  ۲۱ اوت ۲۰۱٣


از شامگاه چهارشنبه ۱۴ آگوست که درگیری بین نیروهای امنیتی و حامیان "محمد مرسی" رئیس جمهوری ساقط شده مصر در میدان نهضت و میدان روبه روی مسجد "رابعه العدویه" آغاز شد و هم چنان ادامه دارد، بیش از ۶۰۰ تن کشته، هزاران نفر زخمی و صدها بازداشتی از خود بر جای گذاشته است. در این بین هر دو طرف ماجرا یکدیگر را به شروع درگیری و خشونت متهم کرده و اقدام خود را عکس العمل متقابل به اقدام طرف مقابل قلمداد کرده و در دوقطبی ایجاد شده در جامعه مصر به صورت یکجانبه توجیه گر تصمیمات خود می باشند. صحنه هایی که در طی چند روز گذشته از خیابان های قاهره، مسجد العدویه، مسجد فتح و دیگر نقاط مصر توسط رسانه های داخلی و خارجی به تصویر کشیده شده است گویای این واقعیت است که دو طرف منازعه در بروز این شرایط نقش مستقیم و هدفمند داشته اند. استفاده بیش از اندازه از قوه قهره توسط نیروهای امنیتی، پلیس و ارتش در برخورد با حامیان مرسی در کنار تصمیم به سناریوسازی استراتژی "قربانی بودن" از سوی گروه "اخوان المسلمین" که در یک وضعیت عصبی و حذفی دنبال می شود، در شرایط ویژه کنونی که ثبات مصر به طور جدی در معرض خطر قرار دارد، هیچ کدام در مسیر درست و حوزه دمکراسی نبوده و هر کدام از طرفین دعوی سهم خود را در به آشوب کشیدن کشور خواهند داشت. خشونت بیش از حد توسط نظامیان در وهله اول اعتبار آنان را برای تحقق ثبات و دولت سازی در پروسه گذار دمکراتیک به شدت مخدوش کرده است و استراتژی اخوان نیز جدا از برانگیختن حس همدردی در جامعه مصر و عرصه بین المللی، بیشتر به یک انتحار سیاسی می ماند که هر گونه راه حل سیاسی برای یک مصالحه ملی را مسدود می کند. در چارچوب "ذهنی" هر دو طرف منازعه بازنده تحولات جاری کشور می باشند اما در وضعیت "عینی" با وقایع پیش آمده فراتر از فشارهای گذرای داخلی و خارجی، ارتش توانسته است ابتکار عمل را به دست گرفته و حریف را در گوشه رینگ به تسلیم یا خودزنی وادار کند. هم اکنون دو نیروی قدرتمند ارتش و اخوان در صحنه سیاسی مصر که در فاز اول قیام مردم مصر علیه رژیم "حسنی مبارک" به عنوان متحد، جریانات دمکراتیک و تحول خواهان را به حاشیه رانده بودند، بعدا به دلیل هدف قبضه یکطرفه قدرت توسط مرسی و اخوان با جدا کردن صفوف خود آرایش جدید سیاسی را در مصر ایجاد کرده اند که در آینده مسیر تحولات را به سمت دیگری سوق داده و بر گسست ملی، منطقه یی و بین المللی حول تحولات شتابناک خاورمیانه تاثیر غیرقابل انکاری خواهد گذاشت. با بروز وقایع چند روز اخیر به نظر می رسد که مصر وارد تونل تاریکی شده است که فعلا نوری در انتهای آن دیده نمی شود و شاید برای سال ها این کشور دستخوش خشونت و بی ثباتی شود.

تاثیر داخلی تحولات مصر: هر چند در وضعیت التهابات سیاسی، جامعه دوقطبی شده، فروپاشی اقتصادی، خطر بی ثباتی امنیتی، ورود عنصر ایدئولوژیک به منازعات سیاسی، دوگانه ارتش و اسلامگرایان، اخلال در روند طبیعی دوران گذار و عدم انسجام نیروهای ملی - دمکراتیک به عنوان نیروی سوم، حرکت مهره ها هر لحظه بنا به وضعیت میدانی قابل تغییر است اما مردم مصر از تصویر کنونی کشور خود بسیار هراسناک شده اند. در سایه این هراس از وضع موجود که تصویر مجازی آن در مقایسه با اوضاع سوریه برای مردم مصر تداعی می شود ضمن همدردی با قربانیان خشونت های چند روز گذشته اولویت امنیت را بر دمکراسی تحمیل می کند. بر اساس فرایند دمکراتیک محمد مرسی قبل از برکناری توسط ارتش مشروعیت سیاسی خود را از دست داده بود و بر اساس لجاجت و اهداف غایی اخوان برای قبضه کامل قدرت به هیچ مصالحه ملی تن نداد. این عدم تمکین مرسی با توجه به نارضایتی اکثریت مردم مصر از وی و حضور بیش از ۱۵ میلیون معترض در خیابان ها برای کناره گیر او از قدرت بهترین فرصت را برای ارتش فراهم کرد تا در همسویی با اراده مردم بار دیگر خود را در صف مقدم مناسبات قدرت قرار دهد. این اقدام ارتش که از حمایت گسترده مردمی برخوردار شد لاجرم چون در مسیر جنبش اعتراضی شکل گرفته بود با پذیرش دوران انتقالی و تشکیل دولت موقت "عدلی منصور" می توانست مسیر دمکراتیک دوران گذار را سهولت ببخشد. اما با استراتژی اخوان المسلمین برای رادیکالیزه کردن تنش و همسویی با جناح های تندرو اسلامگرا برای استقبال از برخوردهای خشن خیابانی بهترین فرصت برای ارتش فراهم گردید تا حضور "آلترناتیوی" خود را به عنوان تنها نیروی ثبات دهنده وضعیت آشفته کشور در مناسبات قدرت، خود را بر افکارعمومی مصر و دیگر جریانات سیاسی تحمیل کند. چنانچه وضعیت در طی روزها و هفته های آینده به مسیر درست و کاهش خشونت برنگردد بدون شک ضمن اینکه اخوان بازنده این قمار جنونانه خواهند بود حتی سکولارها و چپ ها که موتور محرکه اعتراضات علیه مرسی بوده اند نیز قربانی این شرایط خواهند شد. اشتباه محاسبه اخوان به خصوص آنجا نمود بیشتری پیدا می کند که نیروهای حاشیه که پایگاه قدرت آنان تلقی می شوند را از سراسر کشور به قاهره آورده و به صورت اردوگاهی برای مدت طولانی نظم اجتماعی پایتخت بزرگ مصر را مختل کرده و خشم ساکنان محلی و طبقات اجتماعی را علیه خود برانگیختند. در شرایط کنونی تنها راه برای اخوان تمکین به یک مصالحه سیاسی با پذیرش دوران پسامرسی است و در غیر این صورت باید انتظار داشت که با زیرزمینی شدن این گروه بخشی از آن با گرایش به شیوه های مسلحانه برای همیشه خود را از پروسه سیاسی جدا کرده و بخش دیگر نیز در یک انفعال سیاسی از قدرت تاثیرگذاری چندانی در تحولات آتی برخوردار نباشند.

تاثیر خارجی تحولات مصر: تحولات جدید مصر به لحاظ خارجی باید از دو منظر متفاوت نگریسته شود و یکسان پنداری در این خصوص از اساس اشتباه خواهد بود. به لحاظ تحولات قطبی در منطقه عربی و خاورمیانه تفاوت بنیادین بین عکس العمل کشورهای پیرامونی با کشورهای اتحادیه اروپایی و آمریکا به عنوان متحدین استراتژیک مصر وجود دارد. برخورد خشن ارتش با حامیان مرسی و اسلامگرایان هر چند که در روابط این کشور با غرب با مدعای حقوق بشر بسیار مختل کننده بوده است اما در منطقه، متکی به یک دوقطبی رقیب در بین قدرت های تاثیرگذار منطقه یی بوده است. در غرب هم اکنون یک سر در گمی آشکار در مورد وقایع مصر به چشم می خورد که بیشتر در انتقاد از ارتش و حاکمان کنونی بوده و این به لحاظ سیر تحولات این کشور بعدا می تواند برای روابط دوجانبه آنان مختل کننده بوده و به یقین به خاطر جایگاه ژئوپلتیک مصر در منطقه بعد از فروکش کردن نسبی التهابات چرخش اساسی خواهد کرد. در منطقه از یک طرف عربستان، اردن، امارات متحده عربی، کویت و حتی سوریه قرار دارند که از حکومت موقت کنونی حمایت می کنند و از طرف دیگر ترکیه و قطر می باشند که به شدت از متحد پیشینی خود مرسی حمایت می کنند. در این بین منافع ملی کشورهای ایران، عراق و لبنان نیز ایجاب می کند که جانب هیچ کدام از طرفین منازعه را فعلا نگرفته و ناظر بیرونی اوضاع با مدعای پرهیز از خشونت و بروز جنگ داخلی در مصر باشند. بروز شکاف در جناح محافظه کاران سنی در منطقه خاورمیانه بیشترین بهره را برای گروه سوم و به خصوص دولت "بشار اسد" خواهد داشت تا ثابت کنند که منازعات فرقه یی هیچ حاصلی برای منطقه و روند دمکراتیک نخواهد داشت. از این پس باید در انتظار یک آرایش سیاسی جدید در منطقه خاورمیانه بود که متحدین دیروزی را به رقبای امروزی تبدیل می کند که اولین نتایج آن به زودی در اوضاع سوریه خود را نشان خواهد داد. اگر جناح تقریبا بی طرف سوم از درایت سیاسی – دیپلماتیک لازم برخوردار باشد از این شکاف می تواند نهایت استفاده را برای تنظیم یک مناسبات جدید منطقه یی کرده و به شکاف کنونی حول شیعه و سنی پایان بخشد.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (۷)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست