یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون  
   

تجربه ای شخصی در مبارزه برای حقوق زبانی
به مناسبت ۲۱ فوریه (دوم اسفند) روز جهانی زبان مادری -
وحید قاراباغلی


• هنگامی که مردم از آموزش به زبان مادری خود محروم می شوند، لایه های بسیاری از مشکلات وجود دارد که آنها در زندگی خود با آن مواجه می شوند. در زندگی روزمره و جنبه های دیگر. از اینرو هدف این است که گفتمان هژمونیک موجود در ایران در مورد وضعیت اقلیت های ائتنیکی غیر فارس و خواسته های آن تعغییر داده شود. البته که این کار ساده ای نیست و تلاش زیادی می طلبد ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
دوشنبه  ۲۷ بهمن ۱٣۹٣ -  ۱۶ فوريه ۲۰۱۵


تجربه یک دهه فعالیت ام در حوزه حقوق بشر آذربایجان و بررسی بسیاری از موارد نقض حقوق بشر این مسئله را به من نشان داد که گروهها هر چقدر که در موقعیت اقلیت قرار می گیرند بیشتر آسیب پذیرتر می شوند. آنها که محروم از زبان هستند، زبانی برای سخن گفتن، زبانی برای ارزیابی وضعیت خود؛ آنها که محروم از رسانه هستند، آنها که مسائل اشان دغدغه احزاب اصلی کشور نیست، آنها که اصلا" یک تشکل سیاسی برای خود ندارند، آنها در متن جریان اصلی حقوق بشری کشور نیستند و با وجود اینکه با بیشترین سرکوب ها روبرو می شوند، چرا که آنها اقلیت هستند. آنها بخش نامرئی جامعه ایران هستند که برای به رسمیت شناخته شدن مبارزه می کنند. مبارزه اشان برای پایان دادن به تحقیرها، نادیده گرفتن ها و حق حیات اشان می باشد. من در مورد وضعیت اقلیت های ائتنیکی در ایران صحبت می کنم، بخصوص ترکها و شرایط آذربایجان. فکر می کنم اقلیت های ائتنیکی، مذهبی و زنان و درکل دیگر گروههای اقلیتی در ایران تجربه های مشابهی در نوع سرکوب اشان و ظلم هایی که در حق اشان شده تجربه کرده اند. حال تصور کنید همزمان شما یک اقلیت ائتنیکی، اقلیت مذهبی، اقلیت جنسی و از یک طبقه ای محروم باشید. این به آن معناست که شما لایه های مختلف ظلم، تبعیض و محدودیت ها در زندگی را تجربه خواهید کرد. بنابراین هنگامی که ما در مورد وضعیت سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی مردم ایران صحبت می کنیم لازم است بخاطر داشته باشیم که ما مردم یک گونه ای در ایران نداریم بلکه مردمی متشکل از گروههای مختلف و با تجربه های مختلف داریم. واقعیتی که گروه های اصلی ایران آن را همیشه نادیده گرفته اند. از آنجا که این مسائل و تجربه ها مختلف درون گروههای مختلف هم وجود دارد و برای این که ما نیز دچار این مشکل نشویم، می خواهم ذکر کنم که این نوشته در مورد زبان مادری و مسئله فرهنگی و زبانی ترکها می باشد. یعنی اگرچه ترکها و آذربایجان مشکلات جدی دیگری در زمینه هایی چون اقتصادی و محیط زیستی دارند که البته مرتبط به این مسئله هم هستند ولی در این نوشته از جنبه فرهنگی و زبانی به مسئله خواهیم پرداخت و آن موارد خود موضوعاتی بسیار مهم ولی بحثی دیگر هستند.

همانطورکه از عنوان مقاله هم آشکار است در این نوشته مسئله زبان و مبارزه در راستای حقوق زبانی از جنبه تجربه شخصی خود خواهم پرداخت و آن را به کمک نظریه معروف تخیل جامعه شناسی سی رایت میلز، جامعه شناس آمریکایی به کل مشکل موضوع زبان در ایران ربط خواهم داد. برای میلز تخیل جامعه شناختی، توانایی مشاهده و درک اینکه چگونه تجارب و مشکلات فردی و شخصی در اصل می تواند به جامعه بزرگتر متصل باشد. این به ما کمک می کند تا درک بهتری از مشکلات شخصی و رابطه آن با مسائل عمومی جامعه داشته باشیم. تخیل جامعه شناسی دارای دو بعد است. یکی مشکلات شخصی است، مشکلاتی که یک فرد در زندگی روزمره خود با آن مواجه می شود، و دیگر مسائل عمومی است که تعداد قابل توجهی از مردم همان مشکل را در جامعه تجربه می کنند. برای مثال وقتی که ما دریافتیم بیکاری ما در اصل می تواند با نرخ بالای بیکاری در جامعه ارتباط داشته باشد، آنموقع درک می کنیم که درواقع مشکل شخصی ما بعنوان بیکار درواقع یک مشکل اجتماعی است که باید در سطح کلان حل شود.

تجربه شخصی

توانایی خواندن و نوشتن، و حق تحصیل به زبان مادری دارای یک معنی خاصی برای من به عنوان یک فعال حقوق زبان ترکی در ایران دارد. از نوجوانی تلاش های زیادی را در خصوص ترویج حقوق زبانی داشته ام. در سال ۱۳۸۳ وقتی که شانزده سالم بود کمپینی را در شهر اردبیل شروع کردم که در مورد حقوق زبانی بود و ما طوماری را خطاب به مرتضی حاجی وزیر آموزش و پرورش وقت در کابینهٔ سیدمحمدخاتمی تهیه کردیم. محتوای اصلی این نامه آن بود که با وجود این واقعیت که تقریبا بیش از نیمی از جمعیت ایران را گروههای ائتنیکی غیرفارس تشکیل می دهند، زبان فارسی تنها زبان تدریس و آموزش در مدارس ایران می باشد. بنابراین، ما دانش آموزان ترک از اردبیل خواهان یادگیری زبان خود در مدارس و آموزش به زبان مادری هستیم. همچنین نقل قولی را از اصل پانزده قانون اساسی ایران آورده بودم، که به وضوح بیان می کند که همه زبانها در ایران برابر است. در عرض دو هفته، به همراه دوستان دیگر موفق به جمع آوری حدود ۳۰۰ امضا از دانش آموزان شده و طومار را به وزارت آموزش پرورش و چند روزنامه محلی دیگر ارسال کردیم. هفته بعد، مدیر مدرسه مرا به دفتر خود خواند و گفت که باعث مشکل سازی برای خود و مدرسه شده ام. مطلع شدم که مدیر مدرسه نامه ای از ارگان های امنیتی دریافت کرده است. برای هفته ها تقریبا هر روز به دفتر مدیر مدرسه فراخوانده می شدم و بعدها توسط حراست آموزش و پرورش و نیروهای امنیتی چندین بار برای تهیه طومار مورد بازجویی قرار گرفتم. آنها برای من از خطر پان ترکیسم و خطرات سوء این نوع فعالیت ها برای تمامیت ارضی ایران سخن می گفتند. آنها سعی کردند به زور مرا به نوشتن تعهدی وادار کنند که به آنها قول دهم که در آینده در دوران تحصیل ام هرگونه فعالیتی در مورد حقوق زبانی انجام نخواهم داد. به عنوان یک دانش آموز شانزده ساله، تلاش می کردم تا در مقابل فشار سنگینی که از طرف دولت متحمل می شدم، مقاومت کنم. در اعماق قلب ام، می دانستم که چیز اشتباهی انجام نداده ام. من تنها خواستار حقوق زبانی ام بوده ام، که در قانون اساسی کشور نیز بر آن تاکید شده بود.

مسیر طولانی و دشوار فعالان حقوق زبانی در ایران

آنموقع بود که بطور عینی درک کردم که هر تلاشی برای صحبت کردن از حقوق اقلیت ها به طور سیستماتیک توسط دولت با برچسب هایی چون "پان ترکیست" و یا "تجزیه طلب" سرکوب می شود. داستان من ممکن است منحصر به فرد به نظر برسد، اما آنگونه نیست اگر شما یک فعال حقوق ائتنیکی در ایران باشید و درگیر فعالیت هایی نظیر خواست حقوق فرهنگی و زبانی از جمله حق تحصیل به زبان مادری. اینگونه خواستها همواره به شدت توسط حکومت ایران سرکوب شده است. بسیاری از فعالین ترک مورد آزار و اذیت بازداشت، و شکنجه قرار گرفته اند. در واقع، بسیاری از فعالینی که من در داخل و یا خارج می شناسم اشان بیشتر آنها حداقل یکبار دستگیر شده اند. بعضی هایشان حتی برای بیش از پنج-شش بار. با این حال آنها به مبارزه خود برای حقوق زبانی، برای آزادی بیان، و پایان دادن به نژاد پرستی ادامه می دهند. آنها معترض سیاست هایی هستند که از تحصیل به زبان مادری محروم اشان ساخته است. برای آنها، ممنوعیت از یادگیری به زبان خود و مجبور شدن به تحصیل در یک زبان دیگر ظالمانه و نژادپرستانه است. آنها مخالف سیاستهای آسیمیلاسیون دولت ایران هستند و به همین خاطر با زندانهای طولانی مدت و شکنجه مواجه می شوند. اینها هزینه هایی است که فعالان مدنی برای دفاع از حقوق بشر و حفظ میراث و فرهنگ اشان می پردازند. این فعالین زندگی خود را برای دفاع از حقوق مدنی و بشری اشان صرف کرده اند تا تغییری در جامعه ایران ایجاد کنند و پایانی باشد برای سیاست هایی دولتی که تبعیض های ائتنیکی و نژادپرستی را اعمال می کند.

هنگامی که مردم از آموزش به زبان مادری خود محروم می شوند، لایه های بسیاری از مشکلات وجود دارد که آنها در زندگی خود با آن مواجه می شوند. در زندگی روزمره و جنبه های دیگر. از اینرو هدف این است که گفتمان هژمونیک موجود در ایران در مورد وضعیت اقلیت های ائتنیکی غیر فارس و خواسته های آن تعغییر داده شود. البته که این کار ساده ای نیست و تلاش زیادی می طلبد. تلاشی که باید در راستای به چالش کشیدن نود سال گذشته ای باشد که در طول آن همواره فرهنگ فارسی، زبان، و تاریخ آن، بعنوان هویت مشترک همه ایرانیان ارائه شده است. اما از آنجا که، دولت ایران هیچ زبان و فرهنگی را به غیر از فارسی به رسمیت نمی شناسد، از هرگونه تلاش از طرف گروه های ائتنیکی غیرفارس در این خصوص جلوگیری می کند، برای بسیاری از مردم حتی درک آن و پی بردن به وجود چنین مشکلی آسان نیست. با این حال، فعالان حقوق زبانی با اینکه می دانند راه طولانی ای برای رفتن در پیش دارند، از اینرو در این راه خود را به همه نوع حملات، و تهدیدها از سویی دولت و گروههای نژادپرست به منظور متوقف ساختن آنها از انجام فعالیت اشان آماده کرده و برآن واقف اند.

فعالان حقوق زبانی در ایران در مبارزه خود برای حقوق بشر و حقوق اقلیت ها مسیری را انتخاب کرده اند که به چالش می کشد سیاست های نژادپرستانه یک سیستم غیر دموکراتیک را. در این مبارزه آنها جان خود را به خطر انداخته و با آزار و اذیت ها مواجه می شوند. آنها شجاعت آنرا یافته اند که خود را درگیر فعالیت هایی کنند که یک سیستم را به چالش می کشد که به طور سیستماتیک حقوق بشر و حقوق اقلیتها را نقض کرده و کسانی را که جرات انتقاد از این سیاست ها را به خود می دهند را سرکوب می کند.

C. Wright Mills. ۱۹۵۹. The Sociological Imagination. Grove Press, New York.


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

Facebook
    Delicious delicious     Twitter twitter     دنباله donbaleh     Google google     Yahoo yahoo     بالاترین balatarin


چاپ کن

نظرات (٨)

نظر شما

اصل مطلب

بازگشت به صفحه نخست