یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود - تاریخ گفتگو کارگری گزارش حقوق بشر ورزش  
   

آیا موجودیت اسرائیل واقعا در خطر است؟ - پرفسور محسن مسرت

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
نظرات جدیدتر
    از : علی تبریزی

عنوان : آیا موجودیت اسرائیل واقعا" در خطر است؟ از آقای پرفسور محسن مسرت
سلام بمسولین سایت محترم اخبار روز و خوانندگان گرامی

آقای پرفسور محسن مسرت در مقاله‍ی بالا به یکی از مهمترین مسأئل خاورمیانه و جهانی اشاره کرده و در یک تجزیه و تحلیل علمی / سیاسی ، جنبه های مختلف آنرا شکافته و ضمن ارائه‍ی پیشنهاد برای حل مسأله ، در عین حال نشان داده است که چرا اسرائیل و حامیان غربی آن ، با آن پیشنهاد سر ناسازگاری دارند. مشکلی را که آقای پرفسور محسن مسرت موشکافانه مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است مشکلی نیست که از زمان برقراری جمهوری اسلامی بوجود آمده باشد. اما این مسأله مورد تأئید است که با برپائی جمهوری اسلامی ، بر پیچیدگی این مشکل اضافه شده است.
تعجب من در اینست که کسانی در صدد برخورد با نوشته‍ی فوق بر می
آیند که حاضر نیستند به هیچ وجه وارد بحث محتوائی این مقاله گردند و بلافاصله ، نویسنده را به لابی گری برای جمهوری اسلامی متهم می نمایند . شیوه نوشتاری و پیروی از سیستم استدلالی آقای آرش توانا بگونه ای است که این امکان را در اختیار خواننده‍ی کامنت ایشان قرار می دهد که متقابلا" آقای آرش توانا را جزئی از لابی اسرائیل و حامیان غربی آن قرار دهد.
من در این صدد نیستم که آقای پرفسور محین مسرت و یا آقای آرش توانا را جزء لابی این کشور و یا آن کشور جاسازی نمایم ولی معتقد بر این هستم که استفاده‍ی ناشایست از ابزار اتهام زنی به دیگران بجای وارد شدن به محتوا ی نوشته ، ضمن اینکه از شیوه های نخ نما شده ای است که جمهوری اسلامی بیش از همه از آن استفاده می کند و به هیچ وجه مورد تأئید من نیست بلکه بر این باورم که از ارزش نوشته نیز نمی کاهد.

در پایان اجازه می خواهم کوتاه سخنی هم با آقای رضا سالاری داشته باشم که به سایت محترم اخبار روز پیشنهاد کرده است که از گذاردن عناوین علمی نویسندگان در کنار نامشان خودداری کنند .
سوال از آقای سالاری اینست که آیا از دیدن درجات علمی اشخاص ناراحت می شوند؟ اگر این چنین است این مشکل شخصی آقای سالاری است. اما اگر چنین نیست و احتمال می دهند که این عناوین مورد سوء استفاده قرار گرفته باشند حتما" باید اطلاع داشته باشند که طبق قوانین آلمان اگر کسی برخلاف واقع از عناوین دانشگاهی استفاده نماید ، قابل تعقیب جزائی است. بر این اساس اگر فردی به عناوین دانشگاهی ای که فردی مورد استفاده قرار داده ، تردید داشته و معتقد است که آن فرد به عمل خطائی دست زده است ، می تواند با استناد به همان مکتوب به مراجع قضائی شکایت نماید تا نتیجه‍ی رأی دستگاه قضائی ، عبرتی برای دیگران گردد.
۴۶۵۷۰ - تاریخ انتشار : ۲۶ تير ۱٣۹۱       

    از : الف باران

عنوان : باید گفت آنچه گفتنی است آنچه باید گفت
از: گونتر گراس نویسنده و شاعر آلمانی‌ برنده جایزه نوبل ادبی‌.
برگردان :شروین فرید‌ نژاد.

چرا سکوت می‌کنم؛
چنین طولانی پنهانش می‌سازم
آنچه آشکار است و در نقشه‌های جنگی،
تمرین شده و ما جان بدر بردگان،
در پایانش،
سر انجام جز پانوشتی نیستیم.
ادعای حق حمله ی پیشدستانه،
که میشود ایرانیانی را که پهلوان پنبه‌ای
دروغین به یوغشان کشیده و
سازمان یافته به شادی و هلهله‌شان واداشته،
نابود کرد؛
چون در سرزمینشان،
شاید که بمب اتمی‌ ساخته میشود !
چرا خود را باز میدارم،
آن سرزمین را به نام یاد کنم،
که آنجا سال هاست‌-هر چند در نهان-
توان هسته‌ای فزاینده‌ای در دست است اما لجام گسیخته،
که هیچکس را به آزمونی بدان راه نیست ؟

این همگانی نهان کردن واقعیتی آشکار را،
که سکوت من،
فرمانبردار اوست،
دروغی خفت بار می‌‌بینم؛
و اضطراری که تنبیه در یک قدمی‌ است،
هرگاه که فرمانش نبری؛
که فتوای "سامی ستیزی"،
اتهامی آشناست.
اما اکنون،
که در سر زمین من،
با آن دیر گناهی که هیچش مثال نیست،
و همیشه و دوباره،
به یادش می‌آورند و سرزنشش میکنند،
-وزان سوی دیگر،
تاجرانه و مزورانه،
به امید رستگاری و به تاوان گناه‌-
می‌گویند زیر دریایی دیگری باید به اسرائیل فروخته شود؛
ویژگی اش آن است که کلاهک همه ویرانگرش،
آنجایی را نشانه می‌گیرد،
که وجود حتی یک بمب اتمی‌ هم در آن اثبات نشده؛
از بیم درستی‌ آن،
میخواهم که گفته باشم،آنچه باید گفت.
چرا دیر زمانی‌ سکوت کردم؟
چرا که می‌اندیشم،
پیشینه من،
-دامانش از آن لکه ننگ هیچگاه پاک نخواهد شد-
بازم می‌دارد،
این حقیقت را،
علیه اسرائیل-که به آن وفادرام و وفادار خواهم ماند-
بر زبان رانم و به چرایی باز پرسم.
چرا اما اکنون لب به سخن باز می‌کنم ؟
سالخورده با آخرین قطره‌های مرکب:
اسرائیل اتمی‌ ، به خطر می‌اندازد،
صلح جهانی به خودی خود شکننده و ناپایدار را.

باید گفت آنچه گفتنی است،
شاید که فردا دیر باشد؛
چرا که ما-آلمانی‌‌های کمر خم کرده زیر بار گناه-
همدست جنایتی میتوانیم شد،
که از پیش دیدنی‌ است و همدستی ما،
با هیچکدام از بهانه‌های آشنا،
توجیه نخواهد شد.
اعتراف می‌کنم:بیشتر سکوت نخواهم کرد،
که از فریبکاری و درویی غریبان،
به تنگ آمده ام؛
باشد که دیگران بسیاری هم،
خویشتن از بند این سکوت برهند؛
بانی‌ این خطر شناخته را
به ترک این خشونت بخوانند و
بخواهند
مهار بی‌ مانع و پایدار
توان اتمی اسراییل
و سازه‌های اتمی‌ ایران را،
به یاری نهادی جهانی،
که دولت‌های هردو کشور،
پذیرفته اش باشند.
تنها اینگونه میشود همگان را،اسراییلی‌ها را،فلسطینیها را،
بیش از آن،
همه مردم را،
-در این زمینی‌ که توّهم اشغالش کرده و در آن،
همه تنگ در کنار هم به دشمنی زده اند-
و سر آخر مرا هم،
یاری کرد.
۴۶۵۶۴ - تاریخ انتشار : ۲۶ تير ۱٣۹۱       

    از : آرش توانا

عنوان : لابی گری برای جمهوری اسلامی
اینکه آقای گونترگراس در شعر معروفش اسرائیل را موجب و محرک"جنگ سوم" می داند بعنوان ناظری بین امللی قابل فهم است و الزاما انتظاری نیست که به استبداد و توحش حکومت دینی در ایران هم بپردازد. اما ایرانیان و آن هم پروفسورهای ایرانی چرا تمام همشان پرداختن به اسرائیل شده
۴۶۵٣۱ - تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱٣۹۱       

    از : رضا سالاری

عنوان : ‫پیشنهاد به اخبار روز
‫پیشنهاد و توصیه محترمانه به اخبار روز
‫لطفاً الفاظ دکتر و منهدس و پروفسور و غیره را از جلو نام نویسندگان خود، بویژه نویسندگانی که خودشان را با همین الفاظ میخوانند، سانسور و حذف بفرمائید تا موجب تشویق و ترغیب کودکان و جوانان محروم کشورمان به مدرک گرایی و کردان صفتی نشود. تا بدینوسیله مدرک گرایی و تقلب مدرک و کسب و تجارت علمی منسوخ گردد و فقط انرژی و عشق و علاقه و استعداد علمی خالص و پاک و مسئولانه در نهایت سختی و حرمان توسعه یابد. تا مدرک گرایی از کسب و تجارت و رونق و اعتبار و احترام پائین افتد و فقط دانش و عملکرد و آثار و تأثیر و کارنامه و سوابق علمی و خدماتی افراد ملاک سنجش و قضاوت ارزش و تأثیر کار آنان قرار گیرد و کمکی کنیم تا ‫برخلاف امروز ‫شاید دیگر در آینده افراد براساس و اندازه مدارکشان ‫اینقدر به افراط توجه و احترام و عزت و پاداش و قضاوت ‫کاذب و غیر معقول نگیرند.
۴۶۵۲۶ - تاریخ انتشار : ۲۴ تير ۱٣۹۱       

  

 
چاپ کن

نظرات (۱۴)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست