سیاسی دیدگاه ادبیات جهان - مقالات و خبرها بخش خبر آرشیو  
   

سازمان‌یابی کارگری - محمد قراگوزلو

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
نظرات جدیدتر
    از : الف باران

عنوان : بشکنی‌ای قلم‌ای دست اگر , پیچی‌ از خدمت محرمان سر ( افراشته )
چرا آقای قراگوزلو آشکارا از تروتسکی دفاع میکنند و دیگران هم اعتراضی به این موضوع ندارند ؟ آیا همه طرفداران آقای قراگوزلو تروتسکیست هستند ؟ چنین صداقتی را تا بحال از آقای قراگوزلو ندیده ام . امیدوارم دیگران به این مسئله در صورت تمایل اشاراتی داشته باشند.
۴۷٨۷۷ - تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱٣۹۱       

    از : صداقت

عنوان : دفاع و انتقاد
به عنوان یک مارکسیست/لنینیست با عمده پیشنهاد خانم آیدا سین مبنی بر به کار گزفتن نوشته ها در خدمت مبارزه جاری توده ها موافقم وگرنه نقل تکراری و مکرر وقایع تاریخی گذشته که تفسیرهای فراوان ، به اندازه چندین هزار مقاله و کتاب، از آنها و توسط نویسندگان توانا و محقق واقعی شده چه لزومی دارد و چه تأثیری بر تیتر پُرطمطراق "سازمان یابی کارگری" دارد؟. خدمت آقای کاظمی هم عرض کنم که اعتراض و نگرانی مردم غرب به هجوم نئولیبرالیسم و زیر گرفتن و عقب راندن دمکراسی است و نه به خود دمکراسی. در ضمن درست است که دمکراسی پرولتری بالاترین دمکراسی است و باپد برایش تلاش کرد اما نباید همزبان با دیکتاتورهای ایران و سوریه و چین و روسیه و دیگران ، مردم دیکتاتورزده را از دمکراسی ترساند و به مذمت آن پرداخت.
خانم نیو سرشار هم به جای برخورد عصبی و متلک پرانی و تهمت زدن به یک طرف و تعریف و تمجید احساساتی تملق گونه از طرف دیگر برای بستن دهان نقد و انتقاد، بهتر است به اصل مطلب بپردازند و استدلال بفرمایند چرا مردمی که روزانه از بی حقی مطلق رنج می برند را باید از دمکراسی ترساند و همزبان دیکتاتورها به فریب کاری روآورد؟.
در ضمن پیشنهاد دارم همانطور که تهمت و افترا و بددهنی و فحاشی مجاز نیست و از کامنت ها حذف می شود تبلیغ و تعریف و تمجیدها هم حذف شوند.
۴۷٨۷۱ - تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱٣۹۱       

    از : کیوان م

عنوان : بلشویسم عین منشویسم
بلشویک ها بعد از انقلاب همان مسیر منشویکها را رفتند از آقای قراگوزلو می پرسم چرا؟
آیا راه رشد غیر سرمایه داری که نویسنده محترم نقد می کنند همان ادامه بلشویسم نیست؟
اشتراکی سازی های دوران استالین را که به قتل ده میلیون انسان و میلیون ها تبعیدی منجر شد چگونه توجیه می کنید. همان طور که نمی شود مردم را به زور به بهشت فرستاد اگر کسی سوسیالیزم نخواست تکلیفش چیست؟سیبری؟ دادگاه؟ زندان؟
یک سئوال دیگر
لطفا نظرتان را درباره برخورد استالین با بوخارین بنویسید اگه ممکنه.
۴۷٨۷۰ - تاریخ انتشار : ۱۵ شهريور ۱٣۹۱       

    از : آشنا ( الف) ....

عنوان : لنینیسم تا ترتسکیسم ؟
"...تروتسکیسم بر خلاف تبلیغات امپریالیستها یک جریان بر ضد استالین نیست، جریانی ضد انقلابی و ارتجاعی بر ضد لنین است و تروتسکی هیچ گاه بلشویک نبوده است و تا آستانه‍ی پیروزی بلشویک ها با آنها و با لنین به مبارزه پرداخته است. صحبت بر سر اتکاء و گزینش میان لنینیسم و یا تروتسکیسم است.
امروز تروتسکیستها از جانب رویزیونیستها و امپریالیستها برای خرابکاری در جنبش کمونیستی و جنبشهای آزادیبخش تقویت می شوند. در زمان سلطنت پهلوی به عُمال ساواک مأموریت داده بودند که در جنبش دانشجوئی خارج از کشور در میان فعالین کمونیست مسئله‍ی تروتسکی و حمایت از وی را طرح کرده و با دامن زدن به این بحث، ایجاد سردرگمی، دروغگوئی، جعل سند، از دامنه‍ی نفوذ کمونیستها بکاهند و آنها را به عرصه هائی از مبارزه بکشانند که نیروی جنبش کمونیستی را تحلیل برد.

تروتسکیستها به عنوان جریانی ضد دموکرات و ضد کمونیست در انجام این وظیفه‍ی کثیف درماندند و جنبش دموکراتیک و کمونیستی ایران آنها را از خود راند و به مبارزه‍ی دموکراتیک و کمونیستی خویش ادامه داد. امروز پس مانده های تروتسکیسم را در لای پوست پیاز خوابانده اند تا از طریق شبکه‍ی اینترنت "قدرت لایزال" خویش را به رخ بینندگان شبکه‍ی اینترنت بکشانند.
امپریالیستها از هم اکنون در پی ایجاد آشفته فکری، شبهه پراکنی، توسعه‍ی جعلیات
تروتسکیستی و دامن زدن به دروغگوئی و پریشان گوئیهای وی هستند. این یک
عرصه‍ی مبارزه‍ی ایدئولوژیک با عُمال ضد کمونیسم جهانی است..."
۴۷٨۶۹ - تاریخ انتشار : ۱۴ شهريور ۱٣۹۱       

    از : آیدا سین

عنوان : کدام سرمایه دار؟
با سلام خدمت دوستان عزیز
من فقط از دموکراسی دفاع کردم و به یکی از چند ملاقاتی که با دکتر داشتم اشاره نمودم. هر قدر کامنت خود را خواندم ندیدم از سرمایه داری و غرب دفاع کرده باشم. من از نزدیک ترین دوستان دکتر در داخل کشور بودم و روحیات و افکار او را از نزدیک می شناسم. آیا نمی توان به افکار او نقد داشت؟
به نظر من دوستانی مانند خانم نینو سرشار بجای دفاع از دکتر با این نحوه برخورد عصبی و فالانژگونه خود بیشتر به ایشان لطمه میزنند. مضافن من سه سالی است که با مکافات از کشور خارج شده ام و هنوز "لطف "سرمایه داری غرب و سوسیال دموکراسی شامل حال من نشده است.
فکر نمی کنم که خود دکتر از اینگونه دفاع کردن ها راضی باشه. با شناختی که از ایشان دارم او را انسانی مهربان و ملایم و دموکرات می دانم.
موفق باشید. برای همیشه خداحافظ
آیدا
۴۷٨۶۵ - تاریخ انتشار : ۱۴ شهريور ۱٣۹۱       

    از : نینو سر شار

عنوان : نو ستالژی
با سلام. قبل از هر چیز دست آقای قراگوزلوی عزیزمان برای نوشتن این مقاله عالی و خیلی صحیح درد نکند. با علاقه زیاد آنرا مطالعه کردم. واقعا لذت بردم. خطاب به خانم آیدا سین. خانم عزیز شما از "دموکراسی "بورژوایی حرف میزنید و دفاع می کنید . با موافقت با کامنت آقای کاظمی عزیز ، باید اضافه کنم که در غرب خودِ این " دموکراسی" خیلی وقت است که زیر سئوال رفته است و کسی برای آن تره خورد( خرد) نمی کند، چه برسد که چنین دفاع جانانهای مثل شما از آن بنما ید حتی بچه های دبیرستانی در اروپا به این " دموکراسی " الان انتقاد دارند. فقط نیروهای فو ق العاده راست و کنسر واتیو از آن مثل شما دفاع می کنند. ، خیلی از مردم مترقی و پیشرفته و رادیکال غربی آنرا قبول ندارند. شما دیر رسیدید. جنبش ۹۹ ها را مگر مشاهده نکردید ؟ که از پیر و جوان و حتی بچه های کوچک در اعتراض به این " دموکراسی " مورد علاقه شما ،ماهها به اعتراض و اعتصاب نشستند. حالا شما تازه از راه رسید ه و از این ارتجاع پیر و بیمار که با حقه بازی و زور و سر کوب و کودتا و اشغال و استثمار چه در کشورهای خارج از مدار قدرت خویش و چه در داخل خود حکومت می کند دفاع کرده و آنرا و تطهیر می نمایید .؟ متاسفانه شما نه مطلب آقای قراگوزلو را درست متوجه شده اید و نه درک درستی از دیکتاتوری سر مایه در پو شش " دموکراسی " دارید. ایشان را به نوستالژی داشتن متهم می کنید ، بر عکس آن چیزی که شما نوشته اید ، این حالت و افکار ایشان اصلا نو ستالژی نیست. نظرات و خواستهای بلشویکها هنوز و تا دیکتاتوری سر مایه حاکم است به اعتبار خود باقی خواهند ماند. تازه خیلی قابل ستایش است که آقای قراگوزلو هنوز ذهن و افکار دوران نو جوانی اشان ( بقول شما نو ستالژی ) را دارد و با طراوات و زنده است ، و آنطور که یک انسان بالنده و مترقی باید باشد ، میباشد . علتش هم دقیقا ، داشتن افکار زیبا و پیشرونده اشان می باشد. . این نقطه قوت ایشان است نه ضعف. استاد نازنینمان ، خو شبختانه مثل شما پیر و فرتوت نشده اند و از سیستم گندیده ایی مانند " دموکراسی " مورد نظر شما دفاع نمی کنند. .در ضمن شما بنظر می رسد که زمان زیادی نیست که در خارج زندگی میکند. حتما علت خروجتان هم حتما به اصلاح طلبان سبز ارتجاعی مربوط می باشد و الان هم در خارج تر هات اصلاح طلبان و هم پا لکی هایشان را تکرار می کنید( هر دو جناح در جمهوری اسلامی از یک گنداب که اسلام و سر مایه باشند نشات می گیرند .فرقی با هم ندارند چه سبز و چه سیاه ) به خارج رفته اید و از دور و خارج از گود در " بهشت سر مایه داری، دموکراسی " اتان به کسانی که جر ئت می کنند بنویسند و درست بنویسند و طر فدار واقعی کارگران و زحمتکشان هستند بر خلاف شما ،که طرفدار سر مایه هستید از زاویه ارتجاعی به آنان ( او ) بتازید و باتهامات ناروا وارد کنید . یکبار دیگر از آقای قراگوزلو بابت این نوشته و نوشتهای دیگر شان سپاسگزارم. ادامه کاری ایشان باعث خو شحالی دوستدارانشان میباشد. آرزوی ما تندرستی ، و پر کاری و پر انرژی بودن ایشان است مثل همیشه
۴۷٨۵٨ - تاریخ انتشار : ۱۴ شهريور ۱٣۹۱       

    از : محسن کاظمی

عنوان : سه نکته
ابتدا میخواستم ببینم که رفیق گرامی محمد قراگوزلو از چه زاویه ای کمونیزم شورائی را نقد میکند و این متد را به راست روی منسوب می کند؟
دوم اگر بلشویکها به تعبیر درست نویسنده از طریق طی یک پروسه بلشویک شدند که در واقع چنین است و موضوع را باید تاریخی و دیالکتیکی دید پس می توان نتیجه گرفت که نشست ها و اجلاس های چپ ایران (مثلن اجلاس کلن با حضور ۲۵ گروه) نمیتواند چندان اثر بخش باشد. اصلن یکی من را حالی کند که حزب کمونیست کارگری با کدام استدلال با حزب طوفان میخواهد متحد شود؟
سوم. خطاب به خانم آیدا سین
خانم محترم
دوست گرامی
اگه قرار باشه عمر کمونیزم به قول شما روسی و چینی تمام شده باشد با همان استدلال باید ابتدا نتیجه گرفت که عمر نظریه پردازی های پوچ امثال هایک و فوکویاما تمام شده است. بازهم آن کمونیزم یک کار و نان و مسکن و رفاه و تامین اجتماعی و صلح برای مردم بیشماری فراهم کرد سرمایه داری چه کرده است که شما دارید از آن دفاع می کنید. والله در خود اروپا هم دیگر کسی از سرمایه داری دفاع نمی کند. من نمی دانم چرا ما در همه چیز باید یک گام از غربی ها عقب تر باشیم؟
۴۷٨۵۲ - تاریخ انتشار : ۱۴ شهريور ۱٣۹۱       

    از : آیدا سین

عنوان : نوستالژی های سپری شده
سلام
می خواستم بگویم که دیری است ما به عصر دموکراسی مدرن وارد شده ایم و کمونیسم هم در تمام مدل های خود اعم از روسی و چینی و آلبانیایی و غیره شکست خورده است. حالا در این میان بحث های لنین و رزالوکزامبورگ نشان دهنده کدام چراغ راه می تواند باشد. فرض کنیم حق با لین بوده است به نظر جناب دکتر قراگوزلوی عزیز. یا نبوده است کدام مسئله عوض می شود؟
به نظر من دکتر عزیز هنوز دارد با نوستالژی های قدیمی خود زندگی و فکر می کند و روزگار جوانی را دوره می کند. من البته برای ایشان همیشه احترام زیادی قائل بوده ام و زمانی هم که از سوی روزنامه اعتماد برای یک مصاحبه پیش ایشان رفتم همین نکات را قبل از مصاحبه گفتم. بعنوان نظر شخصی خود. آن زمان دکتر مشغول نوشتن کتاب دموکراسی اش بود و جلد دوم را آغاز کرده بود. انبوهی کاغذ تایپ و ویرایش شده و نشده نشان من داد و گفت(نقل به مضمون) من دموکراسی را بهتر از تو خوانده و نوشته ام و....
جلد اول کتاب را دیدم اما بقیه را به دلیل مشکلات ناشی از خروج اجباری ندیدم. مدت ها بی خبر بودم. حالا که مقالات دکتر را می خوانم می بینم که درست مانند همان سال ۱۳۸۳ و زمانی که داشت ویژه نامه شاملو را برای مجله گوهران تنظیم می کرد فکر می کند.عجیب است که زمان انسان ها را تغییر نمی دهد. در ایران در این مدت اتفاقات زیادی افتاده است. کشور ما نیاز به دموکراسی را بیش از همیشه احساس می کند آنگاه دکتر عزیز از دموکراسی سوسیالیستی و به تعبیر خودشان دیکتاتوری پرولتاریا دفاع می کند. آیا این نظر در جامعه ایران حتی یک در صد هم رای دارد؟
با سپاس
و با دلتنگی از تبعید اجباری
آیدا
۴۷٨۵۱ - تاریخ انتشار : ۱٣ شهريور ۱٣۹۱       

  

 
چاپ کن

نظرات (۱٨)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست