سیاسی دیدگاه ادبیات جهان - مقالات و خبرها بخش خبر آرشیو  
   

سازمان یابی کارگری - محمد قراگوزلو

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
نظرات جدیدتر
    از : پرسش

عنوان : کدام تناقض و "پرسش " بی پرسش!?
ایکاش جناب ح ب منظورشان از «یک تناقض گنده و آشکار در کامنت شما دیدم که " پرسش" محترم یا متوجه نشده یا از سر به قول شما لجاجت با نویسنده یا کدورت(انشالله که من اشتباه کنم!!) ذوق زده شده و از خاطر مبارک برده است» را
روشن و پوست کنده و بدون خجالت می فرمودند. حال که صحبت از تناقض
شد پرسیدنی است که چرا جناب ح ب «متاسفانه نمیتوان(ند) با امضای خود یادداشت گذار(ند) » ولی همزمان خود را اینچنین معرفی میکنند :«در ضمن نه بابت فخر و ادعا که می دانم نه فخر است و نه افتخار باید خدمت شما و دوستان گرامی عرض کنم که بنده تا دکترای علوم سیاسی درس خوانده ام و نزدیک به دوازده سال در دانشگاه علامه تدریس کرده ام و مشمول لطف بازنشستگی زودرس شده ام». چه کسانی قرار است ایشان را بشناسند یا نشناسند؟ . پیدا کنید....
۴۹۲۵۱ - تاریخ انتشار : ۱٣ آبان ۱٣۹۱       

    از : پرسشگر

عنوان : پرسشی از پرسندگان
پرسشی از آقا یا خانم الف باران . می خواستم یک پرسش وارونه از الف باران کنم حالا اگر شما بجای نویسنده در جریان کودتای پینوشه یک شهروند شیلیایی بودید مثل همه چپ‌های آن دیار در جبهه‌ سالوادور آلنده سوسیال دمکرات می‌‌ایستادید یا در جبهه مقابل ؟ منظور بدخواهانه ای از این پرسش نیست چون خیلی ها میگویند که راههای آلنده ای و سوسیال دموکرات و ملی و دخالت دولتی بدرد بحران اقتصادی شیلی نمیخورد ولی راه نئولیبرال پینوشه ای یک جور جواب برای درد شیلی داشت مثلا برای سالهای بعدی هم رشد اقتصادی با خودش آورد و خلاصه اینها می گویند پینوشه یک راه حل عقلانی برای اینجور اقتصادها بود ولی آلنده تورم و بطور کلی وضع را بدتر میکرد یا اینکه شاید این راه را هم پسند نمیکردید و در جریان کودتای پینوشه مثلا به راه سومی دست میزدید در اینصورت این راه سوم چه چیز میتوانست باشد ؟ این سوال با جوابش مهم است مثل همان سوال شما در مورد انتخاب امروز چپها بین امپریالیستها نئولیبرالها و دولتهای مستقل ملی سوای اینکه دیکتاتوری باشند یا نباشند همانجوری که توضیح دادید .
۴۹۲۴۹ - تاریخ انتشار : ۱٣ آبان ۱٣۹۱       

    از : ساسان

عنوان : دور باطل
من فعلا کاری به اینکه آقای قره گوزلو مرتب صندلی عوض میکند ندارم اما خانم نفیسه با
اشاره به کامنت «پرسش» از شما میپرسم که این «شما یک نویسنده حرفه ای هستی. داستان کوتاه و بلند نوشته ای. نقد شعر هم نوشته ای. در نقد های اقتصادی هم که الی ماشالله از همه سبقت گرفتی..» دیگر یعنی چه؟ مگر نه که همین تمجیدهای بازاری و
شاخ در جیب گذاشتن هاست که سبب تولید خصایلی که گفته اید میشود؟ پس چرا بازهم
ادامه میدهید؟ اصلا مگر کیفیت و ارزش کار به کیلویی و در هر مورد نوشتن و خواندن است؟ بقول مثل فارسی«همه کاره وهیچ کاره» وبقول شادروان گلشیری: باید دید انتقادی وسطح توقع خواننده را بالا برد تا به ارتقاء فرهنگ و دانش اجتماعی و امکان تغییرات
راستین نایل آمد
۴۹۲۴۷ - تاریخ انتشار : ۱٣ آبان ۱٣۹۱       

    از : ح ب

عنوان : تناقض خانم کوهین و "پرسش " بی پرسش!
با سلام و ادب خدمت رفقا و دوستان
داشتم از اینجا رد می شدم که به مقاله ای از دوست و همکار قدیمی ام برخورد کردم. مقاله را خواندم و با علاقه کامنت ها را دنبال نمودم.
تا آنجا که من میدانم و مقالات رفیقم را در سایتهای دیگر هم دنبال کرده ام و در خلال همین ۸ مقاله(در واقع ۹ مقاله) هم پیداست ایشان در مورد مشکلات مربوط به اتحاد جماهیر شوروی با نگاهی تخصصی نقد می نویسد. مقاله حزب و شوراها از مقالات بسیار خوب در مورد شوروی بود که در سایت... خواندم. مهربان گرامی از تروتسکیسم انتقاد می کند. بدون دلیل و پشتوانه و تنها با عصبانیت. این شرط انصاف نیست رفیق. نویسنده با انصاف دو پدیده استالین و استالینیسم را از هم تفکیک کرده و از ره آوردهای مثبت اقتصادی دوران استالین تمجید نموده حالا شما در این وسط برای چه و که نرخ تعیین می کنید؟ نمی دانم. آزادی است و از انتشار این همه تنوع در اخبار روز خوشحال شدم. میخواستم با اجازه دوستان و مدیران سایت یک یاد آوری کوچک هم به خانم نفیسه کوهین بکنم. انشالله آزرده خاطر نشوند.
خانم محترم
خسته نباشید و از این که با یک دوست قدیمی تان هنوز با این همه احترام و محبت صحبت میکنید شما را تقدیر می کنم. اختلاف نظر را باید قبول کرد. گمان نمی کنم آقای قراگوزلو در جائی مانند محضر خانه سندی را امضا کرده باشد که به موجب آن تا آخر عمر می باید در کنار شما و دوستانتان باشد. اگر امضا کرده است بفرمائید. در نتیجه اینقدر دموکرات باشید که به هر کس از جمله نویسنده حق بدهید که روزی هم با شما نباشد. مگر خدای نکرده هرکه با شما و دوستانتان نبود خود محودر و مستبد و تکرو است؟ این که دقیقن می شود برعکس.
خانم کوهین
من بعد از انتخابات قلابی ۸۴ و پیروزی قلابی تر احمدی نژاد از کشور خارج شدم و در حال حاضر در کانادا کار و زندگی میکنم. فکر میکنم این امکانات در اختیار دوست و همکار سابق شما و بنده (آقای قراگوزلو) هم بوده است که به ما خود تبعیدیان ملحق شود و بقول معروف "حال " کند. به دور از فشار استبداد. حالا از این که بگذریم یک تناقض گنده و آشکار در کامنت شما دیدم که " پرسش" محترم یا متوجه نشده یا از سر به قول شما لجاجت با نویسنده یا کدورت(انشالله که من اشتباه کنم!!) ذوق زده شده و از خاطر مبارک برده است.
اول شما از دوست و همکار سابق من انتقاد می کنید که چرا به طرح ابدی شدن ریاست جمهوری آقای رفسنجانی نپیوسته است و زیر نوشته آقای مسعود بهنود امضا نگذاشته است و با کارگزاران سازندگی سر ناسازگاری گذاشته است. بعد از کاستروها انتقاد می کنید که بساط سلطنت پهن کرده اند.
خانم محترم
این دو ادعا تناقض دارد
شما اگر با آقای دکتر مهاجرانی همپوشانی فکری دارید- که گویا چنین است- پس چرا به دائمی شدن ریاست دولت ها و حکومت ها ایراد می گیرید. آنهم با ژست لیبرال و دموکرات.
من تا حدودی در جریان آن کشمکش ها هستم و برخلاف شما فکر می کنم اگر کارگزاران موفق شده بودند که ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی را تمدید کنند در حال حاضر ما با دو ولی فقیه مواجه بودیم.
اگر به این بنده سراپا تقصیر بی سواد که نامم ح ب است و متاسفانه نمیتوانم با امضای خود یادداشت بگذارم جواب مختصری بدهید سپاسگزار میشوم. در ضمن نه بابت فخر و ادعا که می دانم نه فخر است و نه افتخار باید خدمت شما و دوستان گرامی عرض کنم که بنده تا دکترای علوم سیاسی درس خوانده ام و نزدیک به دوازده سال در دانشگاه علامه تدریس کرده ام و مشمول لطف بازنشستگی زودرس شده ام.
ببخشید از تصدیع
کانادا
یک دانشیار سابق دانشگاه علامه
۴۹۲۴۴ - تاریخ انتشار : ۱٣ آبان ۱٣۹۱       

    از : نفیسه کوهین

عنوان : آب را گل نکنید
به دوستی که از ایران بی خبر است باید بگویم برادر یا خواهر محترم گویا شما خبر ندارین. در این کشور سال هاست که کتاب های مارکس و انگلس و لنین و دیگر کمونیست ها چاپ و منتشر می شود. منظورم این نیست که رژیم ایران یک رژیم دموکراتیک است. منظورم این است که در دهه هشتاد فقط آقای اکبر معصوم بیگی بیش از ۵۰ جلد کتاب کمونیستی ترجمه و منتشر کردند. آقای مرتضوی تمام آثار مارکس و بخصوص کاپیتال را ترجمه و منتشر کردند. ترجمه های آقای باقر پرهام دوباره چاپ و تجدید چاپ شده است. منظورم این است که رژیم به طور کلی با کمونیست ها در گیر نیست و آنها را خطر اصلی نمی داند. تمام اعضای چپ کانون نویسندگان آزاد هستند و دارند کار می کنند. دستگیری دکتر رئیس دانا بعد از مصاحبه با بی بی سی یک نمونه بود در مقابل دستگیری تمام اعضای اصلی حزب مشارکت و کارگزاران و مجاهدین انقلاب اسلامی. چند روز پیش آقای شعله سعدی و خزعلی را دستگیر کردند. اعضای کانون گزارشگران حقوق بشر همه در زندان هستند. از جمله عبدالفتاح سلطانی و دادخواه و نسرین ستوده. اما مشکل من این نیست که چرا کسی در زندان هست یا نیست. از میان صد فعال شناخته شده و علنی کارگری فقط چهر پنج نفر در زندان هستند. قصدم این است که بگویم ( پرسش) دوست گرامی ( پرسش) از مبنا بی ربط است. مشکل ما با قراگوزلوی عزیز این است که دیگر در مجلات ما نمی نویسد. مشکل ما با این عزیز این است که قبلا در محافل ما شرکت می کرد و حالا بکلی لیبرال هایی را که جانشان را برای آزادی کشور بدست گرفته و وارد جنگ با استبداد شده اند رابه تمسخر می گیرد. مشکل ما با اشان این است که هنوز آقای مهندس موسوی کاندیدا نشده بود ایشان بر داشت و علیه آقای موسوی نقد نوشت. و بعد هم در مقابل جنبش سبز ایستاد و آن را به رفسنجانی نسبت داد و جنبش سوسول های بالای شهری خواند. منظور من از خود محوری اینها بود. خواهش می کنم از آب را گل نکنید و ماهی نگیرید.
نفیسه
۴۹۲۴۲ - تاریخ انتشار : ۱٣ آبان ۱٣۹۱       

    از : یاشار

عنوان : پیامی در پوشش سوال
در سوال الف باران باید درنگ کرد. آن بخشی را میگویم که به انتخاب "چپ ها" بین امپریالیستها و حکومتهای نئولیبرال از یک طرف و حکومت های دیکتاتوری (در مثالهای ایشان عراق صدام - لیبی قذافی- سوریه اسد - ایران اسلامی) از آن یکی طرف ربط دارد. البته خود ایشان جواب این سوال را پیشتر داده اند. اگر یادشان بیاید در کامنتی پای مقاله قبلی آقای قراگوزلو مربوط به انتخاب چاوز در همین سایت نوشته بودند :
"از : الف باران
عنوان : کسانیکه از سرنگونی حکومت‌های صدام و قذافی و بشار اسد خوشحال شده و میشوند نمیتوانند مخالف حمله نظامی به ایران باشند .
وقتی‌ میگویند رویزیونیستها جاده صاف کن امپریالیستها هستند بی‌جهت نمی گویند. در این مورد توده‌ ای‌ها و تروتسکیست ها با یکدیگر رقابت هم دارند و آن انکار جنبش‌ های رهایی بخش و مقاومت حکومت‌های ملی‌ و مستقل در مقابل امپریالیسم جهانی است . هیچکدام از این گروه ها حق تعیین سرنوشت را وظیفه مردم آن کشور‌ها نمی دانند.بهترین مثال همان مقاومت کشور سوریه است.
سئوال بسیار ساده و روشن است،آیا بشار اسد باید مقاومت کند یا تسلیم شود ؟ چه گروه و چه کشورهایی موافق سقوط دولت بشار اسد هستند و در این راه سرمایه گذاری میکنند ؟ آیا افتخار همسویی با سیاستهای عربستان سعودی و قطر در ارسال تجهیزات و گروههای القاعده و محجر الفکور دیگر در خدمت به امپریالیست ها ،محرک تصمیم گیری آنها شده است ؟ سئوالی ساده تر از ، آن اگر همین حکومت ملی‌ آقای چاوز که هم مورد تایید شما هست و هم نیست، مورد تهاجم نظامی قرار گیرد و ستون پنجم داخلی‌ آن بوسیلهٔ کشورهای همسایه طوری مسلح شوند که هدف سر نگونی داشته باشند، به نظر شما آقای چاوز چه سیاستی را باید دنبال کند ؟ مقاومت یا تسلیم ؟ همین سیاستهای چپ اندر قیچی در مورد ایران هم نتیجه گیری شده و میشود.کسانیکه از سرنگونی حکومت‌های صدام و قذافی و بشار اسد خوشحال شده و میشوند نمیتوانند مخالف حمله نظامی به ایران باشند . نمیتوانند در جهت احداث "خاورمیانه نوین" سهمی نداشته باشند...
پس وقتی‌ میگویند، رویزیونیستها ( تجدید نظر طلب‌ها ) جاده صاف کن امپریالیست‌ها هستند،حق دارند.."
همینطور که میبینیم الف باران دفعه پیش هم یک سوال روشن کرده بودند با این فرق که جوابش را همانجا داده بودند. "کسانیکه از سرنگونی حکومتهای صدام و قذافی و بشار اسد خوشحال شده و میشوند نمیتوانند مخالف حمله نظامی به ایران باشند. ... " جواب سوالی که الف باران در این کامنت میکند در کامنت قبلی او داده شده است: راه دیگری (و بقول خودشان راه سومی) وجود ندارد: سرنگونی حکومتهای صدام و قذافی و اسد با حمله نظامی ممکن شده است و هرکس که سرنگونی حکومت اسلامی ایران را میخواهد هم باید با حمله نظامی امپریالیستها و حکومتهای نئولیبرال موافق باشد و جاده صاف کن آنها شود.
با جواب الف باران که ظاهراً دوست ندارند جزو این بگفته خودشان رویزیونیستها و جاده صاف کن امپریالیستها و نئولیبرالها باشند کار ندارم. مسئله قابل تأمل نوع طرح سوال ایشان است. الف باران میخواهد بگوید که اگر میخواهید از شر حکومت اسلامی ایران راحت شوید چاره ای ندارید جز اینکه با حمله نظامی امپریالیستها موافق باشید. راه دیگری برای خلاصی از دیکتاتوری حاکم وجود ندارد! این است پیام الف باران.
۴۹۲۴۱ - تاریخ انتشار : ۱٣ آبان ۱٣۹۱       

    از : بایک ساده

عنوان : وضع چپ ها نیز اصلا امیدوار کنند نیست
در زیر نوشته ی قبلی آقای قراگوزلو «تفاوت ساختاری دو قانون کار جدید » کامنتی طویلی گذاشتم که متاسفانه خیلی دیر شده و به آرشیو منتقل شد .حدس میزنم دوستان آنرا نخوانده اند . تلاش کردم نشان دهم : علیرغم تمام دستاورد های گرانقدر سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی در شیلی ، ونزوئلا، نیکاراگوئه و برزیل در دهه های اخیر، متاسفانه احزاب چپ سوسیالیست و جنبش کارگری علیرغم ۸۰ سال مبارزات دائم در این کشورها از اعتلا برخوردار نبوده اند و بدون استثناء تضعیف شده اند. چگونه می توان این موضوع حیاتی را نادیده گرفت ؟ حتی شکست سوسیال دمکرات های شیلی در آخرین انتخابات بعداز ۲۰ سال در قدرت سئوال انگیز ست. وضع چپ ها نیز اصلا امیدوار کنند نیست.
۴۹۲٣۹ - تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱٣۹۱       

    از : پرسش

عنوان : آنکه باد می کارد طوفان درو می کند
با سلام به خانم نفیسه کوهین و دوستانشان!
خانم عزیز ، چه کسانی جز خود شماها که همه وقت به به و چه چه اقای قرکوزلو را کرده اید در "تک رو" و "خودمحور" بودن و "نگاه استبدادی" و "خصلت های توجیه ناپذیر " داشتن این جناب نقش داشته اند؟.
آیا همین "دوستان" ایشان نبوده اند که با انواع تهمت و بددهنی ها قصد داشته اند منتقدین ایشان را که بارها چنین عواقبی را گوشزد کرده بودند ساکت و مرعوب نمایند؟
۴۹۲٣٨ - تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱٣۹۱       

    از : الف باران

عنوان : وجه مشترک کشورهای یاد شده استقلال سیاسی آنهاست ...
"باری نویسنده اگر در جریان کودتای پینوشه یک شهروند شیلیایی بود؛ بطور قطع - مانند همه چپ‌های آن دیار در جبهه‌ سالوادور آلنده سوسیال دمکرات می‌‌ایستاد..." حال اگر آقای قراگوزلو یک شهروند عراقی،لیبیایی و یا شهوند سوریه بود در کدام در کدام جبهه‌ قرار می‌‌ایستاد ؟ نوع سرمایه داری آقای بوش و یا صدام حسین دیکتاتور ؟ نوع سرمایه داری نئولیبرلها و یا سرمایه داری معمر قذافی دیکتاتور دیوانه ؟ و یا حکومت سوریه کنونی‌ ؟ ممکن است برای این کشورها بهانه‌های عجیب و غریبی آورده شود ولی‌ این انتخاب اگر در مورد ایران بیان شود دیگر تیرگی سیاستها از بین خواهد رفت و این "چپ های" مختلف حرفهای خود را در سمت گیریهای مشخص آشکار خواهند ساخت .بسیار ساده و روشن،اگر حکومت ایران در گیر جنگ امپریالیستی و صهیونیستی قرار گیرد جبهه انتخابی آقای قراگوزلو کدام است ؟ کنار حکومت ایران یا امپریالیستها و صهیونیستها ؟ انتخاب سومی‌ وجود ندارد و بیطرفی موافق سیاست اعمال شده روز است ؟ حتما بهانه خواهد بود که چون ایشان در ایران هستند اینطور و آنطور...( فراموش نشود که مبارزان ایران از جمله آقای رئیس دانا در زندانها هم به مبارزه خود ادامه میدهند ولی‌ آقای قراگوزلو هم آزادانه کتابهای کمونیستی می‌نویسند و...چاپ هم میشوند ! )
این در جواب نویسنده و طرفداران ایشان است که چرا کوبا را با کره شمالی و حتی افغانستان طالبانی و یا فلسطین در یک جبهه‌ قرار میگیرند ! در جواب باید گفت که تمام کشورهای جهان وجه مشترک‌های متفاوتی ممکن است داشته باشند و وجه مشترک کشورهای یاد شده استقلال سیاسی آنهاست و به دمکرات بودن و یا نبودن سیاست داخلی‌ آن بستگی ندارند.
۴۹۲٣۷ - تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱٣۹۱       

    از : احمد صبوری

عنوان : کاش قبل از اینکه نقد بنویسیم متن را می خواندیم
متأسفانه بنیاد فکری لیبرال های ایرانی مذهبی است و سفید و سیاه دیدن شیوه بررسی اشان . به مجردی که با مسئله ای خاکستری مواجه می شوند قاطی می کنند
سرکار خانم کوهتن هم از همان لیبرال هاست و نمی خواهد بفهمد که یک حکومت دائمی داریم از نوع خامنه ای که بر اساس چپاول و بازار و انباشت سر مایه و خفقان و ارتجاع مذهب و بر ضد رفاه و شادی ساکنانش پایه گذاری شده و یک نوع کاستروئی که به تلحی این یکی نیست با وجود دشمنی ابر قدرت در آنور آبش برای مردمش مسکن رایگان آورده ، آموزش رایگان دارد بهداشت رایگان آورده و بسیاری چیز ها که یک بنگلادشی و سودانی و کنیائی و حتی یک آفریقای جنوبی ای که دموکراسی اش را چند ماه قبل دیدید و یک هندی و حتی چینی در خواب هم نمی تواند تصور کند. مردم کوبا آنقدر قدرتمندند که هر گاه اراده کنند با توجه به حمایت بی واسطه امریکا می توانند رژیم را به اقیانوس بیاندازند ولی گویا به دلائلی این حتی ۲۰ سال پس از فروپاشی شوروی هم رخ نداد.لیبرال ما حتی نمی خواهد بفهمد که در دموکراسی های الگویش و در کعبه آمالش آمریکا امروز تنها ۷۰ در صد برای انتخاب کردن ثبت نام کرده اند که از آن تعداد هم در بهترین شرایط تنها ۶۰ در صد رأی می دهند یعنی در کل ۴۲ در صد جمعیت رأی می دهند
در ونزوئلا مطابق آمار های بین المللی ۸۰ درصد در انتخابات شرکت کردند رهبر مخالفین ساعتی بعد نتایج را پذیرفت به نتیجه انتخابات اعتراض نشد در ونزوئلا که دارای بزرگترین ذخایر نفتی شناخته شده است ۲۰ سال قبل ۸۰ در صد جمعیت با در آمد ماهیانه ۱۸ دلار زندگی می کردند یکی از فقیر ترین کشور های آمریکای لاتین بود علیرغم دشمنی و تحریک آمریکا و دخالت واضح آمریکا در سازماندهی مخالفانش چاوز سیاست امنیتی اختیار نکرد حتی پس از کودتای نا موفق و باز گشت مجدد بقدرت یک نفر را اعدام و زندانی نکرد در مورد کدام دیکتاتور صحبت می کنید؟. دشمنانش از صبح تا شب با کمک های بی شائبه سفارت آمریکا در خیابان ولو بودند یک لباس شخصی نفرستاد در ایالات متحده دو حزبی ۴۰ در صد شرکت کننده در انتخابات با دو میلیارد هزینه انتخاباتی اش شما وسط یک خیابان برای اعتراض راه برو کارت با کرام الکاتبین است
رفیق قراگوزلو نه ونزوئلا و نه کوبا را سوسیالیستی می داند اما به جماعت لیبرال ایرانی می گوئد خیر آن دو از جنس احمدی نژاد نیستند در سیاست گاهی بدلائل زود گذر اتحاد هائی صورت می گیرد نا متجانس . رژیم اسلامی با سوریه سگولار بعثی در کشتار مسلمان ها متحد می شوند این درد ناک است اما بهر حال حقیقت است.
چگونه می توان پیچیده دیدن را به لیبرال ها آموزش داد؟
۴۹۲٣۵ - تاریخ انتشار : ۱۲ آبان ۱٣۹۱       

نظرات قدیمی تر

 
چاپ کن

نظرات (٣۲)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست