یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

به همسر یک سرباز - مجید نفیسی

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : سیف الله غیاثوند

عنوان : به کجا چنین شتابان!!
براستی به کجا می رویم؟ مجید نفیسی این شعر را در سوگ یکی از سربازانی سروده است که به فرمان خدای جنگ مسلسلی در دستش نهادند و به جبهه فرستادندش تا یا بکشد و یا کشته شود.

در اینکه آن سرباز مادر مرده هم حق و حقوقی دارد، جای هیچ شک و شبهه ای نیست. شبهه اینجاست که مجید نفیسی نه در سوگ هزارانی که با مسلسل این سرباز به خاک و خون افتاده اند که در سوگ شلیک کننده شعر می سراید.

چنین احساس سر تا پا هومانیستی داشتن بد نیست. بد آنجاست که جای ظالم و مظلوم تعویض گشته اند.

همانطور که در بالا اشاره کردم، در آخرین تحلیل ، آن سرباز اگر چه در جهت منافع امپریالیست ها مسلسل بدست گرفته است. مقصر نیست. اما این بدان معنا نیست که حق انتقاد را از خود سلب کرده و نه تنها میدان را برای چنین سربازانی باز بگذاریم که گل بارانشان کرده و برایشان شعر بسراییم. با مهر
۵۷۲٣۰ - تاریخ انتشار : ۲۴ شهريور ۱٣۹۲       

  

 
چاپ کن

نظرات (۱)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست