یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود - تاریخ گفتگو کارگری گزارش حقوق بشر ورزش  
   

«اینهمه کینه ورزی بهر چیست!؟» - ماشااله سلیمی

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : آرسن نظریان

عنوان : اندر درافشانی های آقای ماشاءالله سلیمی
به آقای ماشاءالله خان، که ظاهرا از کنشگران چپ سابق بوده، باید گفت: واقعا ماشاءالله از این پیشرفت فکری و ایدئولوژیک!
از عنوان "پاسخ.." ماشاءالله خان شروع کنیم: «اینهمه کینه ورزی بهر چیست!؟».
آقای ماشاءالله خان، اولا مطالب این مقاله اساسا برپایه فراخوان یکنفر کلیمی فرهیخته اهل ارمنستان به نام: ویلیام واینر، نگاشته شده که روی سخنش با اسراییل و یهودیان است و نه ترکها یا آذربایجانی ها.
اینکه اسراییل و لابی یهودیان در امریکا برای کمک به حفظ روابط خوب بین سراییل از یکطرف و ترکیه و آذربایجان از طرف دیگر، به خوش خدمتی برای دو کشور اخیر اقدام کرده و می کنند برکسی پوشیده نیست. لابی یهودی امریکا بارها برای جلوگیری از تصویب شدن لایحه محکومیت نسل کشی ارمنیان در کنگره ایالات متحده اقدام نموده و بطور مستقیم یا غیر مستقیم بر روند آن تاثیر گذاشته است. آقای ویلیام واینر در واقع پاره ای از روزنامه نگاران هم مسلک خود را به مسئولیت اخلاقی و حرفه ای شان فرا می خواند. کجای مقاله حکایت از کینه ورزی ارمنیان علیه ترکان یا آذربایجانیان دارد؟ و آیا کاری که این باصطلاح "روزنامه نگاران" مورد خطاب آقای واینر انجام می دهند، یعنی به خدمت گذاشتن قلمشان برای یک امر سیاسی رسوا، غیر از فاحشه گری یا خودفروشی ژورنالیستی چیز دیگری است؟ تازه نویسنده مقاله این توصیف را با عرض معذرت از خوانندگان به کار می برد. آیا این ایرادهای ملانصرالدینی و فریادهای "واحسینا" هدفی غیر ازعوام فریبی، آنهم به شکل ناشیانه، دارد؟
می گویند: چوب را که برداری گربه دزده فرار می کنه". تا سخن از نسل کشی و جنایت علیه بشریت می شود، پاره ای از دوستان آذری و ترک فورا رگ غیرتشان به جوش می آید و شروع به فحاشی علیه ارمنیان (و همین طورایرانیان)، می نمایند. تاکید می کنم، فقط پاره ای از این گروه از هموطنان، که جوابشان را هم از هموطنان آذری دیگر دریافت می کنند.
ثاینا، شاه بیت نوشتار ماشاءالله خان، و همین طور دوستان همفکر ایشان، که به کرات بابوق و کرنا در رسانه ها دمیده شود، ادعای "اشغالگری اراضی آذربایجان (مقصود منطقه ارمنی نشین قره باغ) توسط ارمنستان" است. بارها، حتی درهمین صفحات توضیح داده شده که در هیچکدام از چهار قطعنامه شورای امنیت در باره مناقشه قره باغ اشاره ای به "اشغال اراضی آذربایجان توسط ارمنستان" نشده است. بلکه فقط به تحت کنترل گرفتن منطقه قره باغ توسط نیروها و ارگانهای حکومتی محلی (ارمنی) اشاره شده است. از طرفی، همان قطعنامه های شورای امنیت طرفین مناقشه را به خودداری از کاربرد قوه قهریه و انجام مذاکره برای حل مسالمت آمیز اختلافها نموده. طرفین منافشه در وهله اول دولت آذربایجان، حکومت خودگردان منطقه قره باغ (آرتساخ) و دولت ارمنستان می باشند.
واقعیت اینست که دولت آقای علی یف، به جای نشستن سر میز مذاکره با کسانی که خود ساکنان و شهروندان خودش می داند، هیچگاه حاضر نشده تا نمایندگان حکومت خودگردان قره باغ را سر میز مذاکره بپذیرد و این مساله درواقع موجب طولانی شدن مناقشه و عدم یافتن راه حل برای آن شده است. حکومت آقای علی یف، برای انحراف افکار عمومی و شانه خالی کردن از مسئولیت، همه تلاش خود را به کار می برد تا مناقشه قره باغ را نه مناقشه ای بین خود و اهالی و شهروندان خودش، بلکه مناقشه ای ارضی میان دو دولت آذربایجان و ارمنستان قلمداد کند و به جای مذاکره مدام به تسلیحاتش می افزاید و چنگ و دندان نشان می دهد.
برای روشن شدن ذهن خوانندگان، لازم ست اضافه شود، دولت ارمنستان تا به حال حکومت خودگردان قره باغ را به رسمیت نشناخته است. البته، اعلام کرده است که در صورت حمله آذربایجان به قره باغ، ساکت نخواهد نشست و برای جلوگیری از یک نسل کشی دیگر اقدام لازم را خواهدکرد، رویکردی که طبق عرف و قوانین بین المللی مورد قبول می باشد. (رجوع شود به وقایع سال ۱۹۷۱ شبه جزیره هند و حمله و کشتار وسیع مردم بنگلادش (پاکستان شرقی آنزمان) توسط ارتش پاکستان غربی، مداخله نیروهای مسلح هند برای جلوگیری از قتل عام و سپس تاسیس کشور مستقل بنگلادش. http://fa.wikipedia.org/wiki/D۸ACD۹۸۶DAAF_D۸A۲D۸B۲D۸A۷D۸AFDB۸CE۲۸۰۸CD۸A۸D۸AED۸B۴_D۸A۸D۹۸۶DAAFD۹۸۴D۸A۷D۸AFD۸B۴ ). نه عملکرد دولت هند و نه جدا شدن پاکستان شرقی از پاکستان، هیچ کدام مورد اعتراض بین المللی واقع نشدند و بنگلادش نیز نهایتا به عنوان یک کشور مستقل پذیرفته شد. لکن، همانطور که گفته شد، دولت ارمنستان برای نشان دادن حسن نیت و ادامه مذاکرات صلح، از اینکار صرفنظر نموده است.
پاسخ سایر درافشانی های ماشاءالله خان را دوستان دیگر به قدر کافی دادند.
۶۷۵۲۶ - تاریخ انتشار : ۱۶ فروردين ۱٣۹۴       

    از : قهرمان قنبری

عنوان : عدم شناخت از اذربایجان و اذربایجان کشوری مستقل است
۱- اولا زبانهای تالشی،تات و لزگی تا پایه پنجم ابتدایی در مناطق اقلیت نشین از رسمیت آموزش برخوردار هستند،یعنی دروس تا پنجم ابتدایی به زبان مادری لزگی،تات،و تالشی است!شاید هنوز از ایده ال ها انسانی کمی دور است،ولی از کشورهای منطقه بخصوص ایران و ترکیه در رعایت حقوق اقلیت ها ی زبانی،جلو است.
۲- ناسیونالیسم داشناک بخاطر اینکه،خلق ارمنی بصورت وحشیانه توسط دولت عثمانی قتل عام و نسل کشی شد،بخاطر اینکه نتوانست انتقام اینکار را از دولت عثمانی بگیرد(کما اینکه باید نه به فکر انتقام که فکر اجرای عدالت بود)با انتقام از آذربایجانیها،این حس انتقام را ارضا کرد،مثلا در وقایع جیلولوق اورمیه در فروردین ۱۲۹۷بیش از یکصد هزار اذربایجانی و کورد مورد قتل عام جیلوها و اشوری های مهاجر از عثمانی قرار گرفتند نکته تلخ اینکه اتفاقا توسط اهالی اورمیه مورد پناه و مهمان نوازی قرار گرفته بودند!
۳- ارضا حس انتقام داشناک از قتل عام اذربایجانی ها،سود دوطرفه ای هم نصیب دولت ترکیه قرار داده که از مسولیت نسل کشی ترکیه با انحراف کینه ارامنه به سوی اذربایجانی ها هم خود را تطهیر می کند و هم خلق ارمنی را با کشتار تورکهای اذربایجانی حس انتقام خود را ارضا می کنند و از تب و تاب قبولاندن نسل کشی اصلی می افتند و هم خود با دست زدن به کشتار خلق اذربایجان،خود را در هیبت جنایتکارانی که کم از قتل و عام کنندگان خلق ارمنی نداشت نشان می دهند،در واقع داشناک و ناسیونالیسم ترکیه دو روی یک سکه هستند که برای در روی سر کار ماندن راهی بجز کینه ورزی و قتل و عام ندارند و با قربانی کردن اذربایجان هر کدام به هدف خاص خودشان رسیده اند،ترکیه به انحراف موضوع و ارمنستان به ارضای حس کینه و نفرتش .و در این میان قشر کوچک تورکیه پرستهای فانتزی اذربایجان (دار و دسته ایلچی بیگ) الت دست تورکیه .دانسته یا ندانسته سعی می کنند اهداف ترکیه را در این جنگ به مردم الغا کنند و این جنگ را ادامه جنگ ،ارمنی و تورکیه نشان دهند و این چنین می شود که بازنده اصلی آذربایجان می شود و برنده اصلی ترکیه و داشناکسیون
۶۷۵۰۴ - تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱٣۹۴       

    از : آ طهرانی

عنوان : فاحشهگری ژورنالیستی
این اقایان وخانمها که در اینجا کاسه ای داغتر از آش تشریف دارند،مشکل اصلیشان نه حکومت علیف است ونه ارمنستان فلک زده، بلکه عمده مشکل ا ینها همانا تشکیل دولت مستقل آزربایجان شمالی می بآشد ، این رویداد بزرگ تاریخی خواب راحت از
چشمان اینهاگرفته است ،و از هرفرصتی برای کوبیدن ان ا ستفاده می کنند. آقای غازانچیان این مقاله ای که شما ترجمه اش را در اینجا درج کرده اید به نظرمن امتداد همان فاحشهگری ژورنالیستی می باشد . خلاصه کلام ، این فحش ناهه چیزه جدیدی برای
مطرح کردن نداشت. ׳
۶۷۴۹٨ - تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱٣۹۴       

    از : آیدین آذر اوغلو

عنوان : از به راست- از راست به راسیسم
جناب سلیمی
واقعا به پایان خود رسیده اید؟ این همه ی شما کیست؟چند نفر است؟
۱ ـ همه ما می دانیم که در دوره عثمانی اتفاقاتی میان ارمنیان و ترکها رخ داده و طرفین همدیگر را به قتل عام یکدیگر متهم می کنند. صرف نظر از اینکه کدام طرف بیشتر حق دارد و راستش را بخواهید همه توشته تان سر شار از طرفداری از دولتهای ترکیه و باکو است و کمی که فکر می کنم به خود می گویم آیا نوشتارتان ارزش نفد و نظر را دارد. هر چه به بند پ می گذارم می بینم نه همین قدر که نوشتم کافی است دیگران نوشته اند می دانم هیچ جوابی به اینها نداری . در پایان به زبان خودمان میگویم : قورتولوب سان مجبور دگیر سن بیر گون سول بیر گون شاهچی اولماق لا وارلیق صاحیبی اولاسان. گئدین چورگ قازانماغا و یا آیری آد اوزوزه گوتورون وار یوخ ابروزی داها بوندان آرتیخ آپارمیین.
۶۷۴٨٨ - تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱٣۹۴       

    از : داریوش مجلسی

عنوان : اشغالگری ارامنه یا نام دزدی آذربایجان
عجیب است که آقای سلیمی از اشغال مناطقی وسیله ارامنه نام میبرند ولی ایجاد کی کشور جعلی بنام آذربایجان و دزدی هدفمند نام استان آذربایجان را زیر سبیلی در میکنند
۶۷۴٨۴ - تاریخ انتشار : ۱۵ فروردين ۱٣۹۴       

    از : علی تبریزی

عنوان : مدینه فاضله آقای ماشاالله سلیمی
آقای ماشاالله سلیمی، شما در ادعا نامه خود:
۱ ـ چنین بیان داشته اید که "همه ما می دانیم در دوره عثمانی اتفاقاتی میان ارمنیان و ترکها رخ داده و طرفین همدیگر را به قتل عام یکدیگر متهم می کنند. ..."
باید خاطر نشان سازم که: نه شما و نه هیچ کس دیگری نمی تواند از زبان "همه" حرف بزند. شما فقط می توانید نظر و برداشت خود را بیان کنید؛ زیرا بسیاری از ایرانیان از جمله از همولایتی های خود ما، کاملا برخلاف شما می اندیشند، و "اتفاقات میان ارمنیان و ترکها" را، نسل کشی می دانند! زیرا آنچه که همزمان با جنگ جهانی اول، بر سر ارامنه آمد، طبق "کنوانسیون مجازات و منع نسل کشی" مصوب ۹ دسامبر ۱۹۴۸ سازمان ملل متحد، "ژنوسید" (نسل کشی) می باشد! چنانچه بسیاری از روشنفکران ترکیه نیز، علیرغم این که طبق ماده ۳۰۱ قوانین جزایی آن کشور، "طرح موضوع نسل کشی ارامنه" مجازات زندان دارد، شجاعانه ضمن محکوم کردن "ژنوسید" (نسل کشی) ارامنه به دست ترکان عثمانی، از ارامنه عذرخواهی نموده اند؛ و ده ها کتاب و مقاله در این مورد نگاشته اند!
۲ ـ همچنین نوشته اید "... این رخداد امریست که میان ترکیه و ارمنستان رخ داده و مسئله هم میان ترکیه و ارمنستان و نیز نهادهای زیربط بین المللی در حال پیگیری است."،
لازم به یادآوری است که، نسل کشی به مثابه جنایت علیه بشریت، جنایتی است که به همه افراد جوامع انسانی، مربوط است؛ و تا زمانی که دولتمردان و جامعه نژادپرست ترک، حاضر به اعتراف و عذرخواهی از این جنایت سبعانه نباشند، هیچ کس نمی تواند، از این وظیفه همگانی، شانه خالی کند!
۳ ـ بنا به گفته شما: "... حدود ۲۵ سال است، بیش از یک میلیون نفر از آذربایجانی های رانده شده از سرزمین مادری خود یعنی قره باغ در چادرها زندگی کرده و در حسرت بازگشت به خانه و کاشانه خود هستند!"
اول این که، این ادعای شما، همان ادعای عمال علییف است! منابع مستقل تعداد رانده شدگان مسلمان از ارمنستان را تقریبا برابر تعداد رانده شدگان ارمنی به دست مسلمانان می دانند.
در ثانی بنا به نوشته "آدری آلتسادات" در کتابی تحت عنوان "ترکان آذربایجان: قدرت و هویت زیر فرمان روسها"، جمعیت قره باغ در سال ۱۹۸۸ را، کمتر از ۲۰۰ هزار نفر می داند! وی با ادعای تغییر ترکیب جمعیتی، "در سال ۱۸۲۳ میلادی ۶۴.۸ ٪ از مردم قره باغ را آذربایجانیها" می داند. وی سپس می نویسد که: "از جمعیت ۱۹۲.۰۰۰ نفری قره باغ در سال ۱۹۸۸ میلادی ۷۶٪ انان را ارامنه و ۲۳٪ را آذربایجانی‌ها و بقیه را روسها و کردها تشکیل می‌داده‌اند" البته منابع ارمنی همچنین منابع مستقل ادعای آدری آلتسادات را جعل تاریخ دانسته و قره باغ (آرتساخ) را بطور تاریخی ارمنی نشین می دانند! در این رابطه نظر شما را به کتاب "ملوک خمسه: قره باغ و پنج ملیک ارمنی آن از فروپاشی صفویه تا جنگهای ایران و روس" جلب می کنم.
نکته دیگر در این مورد این است که ارمنستان، تمامی رانده شدگان ارمنی را توانست اسکان دهد؛ و از این بابت مظلوم نمایی نمی کند! ولی در مقابل دولتمردان باکو، با درآمد هنگفت نفت، در نتیجه فساد، از اسکان آوارگان ناتون مانده اند؛ و یا به عمد، جهت بهره برداری سیاسی و برافروختن کینه و نفرت در دل رانده شدگان، از اسکان آنان ممانعت می کند!
۴ ـ شما می نویسید: "در رابطه با اقلیت ها، تنگ نظری و کین توزی رهنمای عمل سیاست گذاران آذربایجان نیست. مردم در انتخاب مذهب، آزاد و از حق آموزش به زبان مادری در عمل برخوردارند و تدریس به زبان روسی، نه تنها محدود نشده، بلکه مثل سابق از ابتدائی ترین مرحله آموزشی تا عالی ترین سطوح آن آزاد است."
ولی بی آن که به اقلیت های قومی ساکن آنجا نظیر تالشها، تاتها، لزگیها، و ... اشاره کنید، که فرهنگ و زبانشان بشدت از طرف رژیم حاکم در مخاطره قرار دارد، به تدریس به زبان روسی بسنده می کنید!
۵ ـ دیگر این که شما، از دولت و جامعه فاسد تحت سلطه رژیم موروثی علییف، مدینه فاضله ساخته اید! و فساد مالی حاکم بر این جامعه را ندیده می گیرید! در حالی که با یک جستجوی ساده اینترنتی، از خبر دهها مورد از فساد و دزدی های کلان، می توان مطلع گردید!
علاوه بر همه این ها، جامعه استبداد زده و فاسد تحت سلطه رژیم علیف، برخلاف تصور شما، چنان غرق در نژادپرستی است که حتی نتوانست رمان "داش یوخولار" (رویاهای سنگی) اکرام آیلیسلی نویسنده برجسته خود را که در رمان خود موطنان خود را به صلح و دوستی با ارامنه دعوت می کند، تحمل کند. کتاب هایش را به اتش کشیدند، و به دستور الهام علیف "همه جوایز ملی و مقرری ماهانه" وی را در سن ۷۵ سلگی قطع می کنند؛ زن و فرزندش را از کار اخراج می نمایند! و دست آخر این نویسنده به اتفاق خانواده اش، مجبور به ترک یار و دیار خود می گردد!
حال اگر رفتار این جامعه با اکرام آیلیسلی را، با رامیل صفراوف، قاتلی که با تبر در سال ۲۰۰۴ در بوداپست، گورگن مارگاریان را در خواب به قتل رسانده، مقایسه کنیم، که نویسنده را با تهدید های مکرر به قتل، وادار به ترک دیار می کنند، ولی از قاتل "قهرمان ملی" می سازند، عمق نژادپرستی جامعه تحت سلطه علیف را می توان بخوبی درک کرد!
۶۷۴۷۱ - تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱٣۹۴       

    از : dara xani

عنوان : آیاهنوز که هنوز است شما چیزی به نام عدالت را درک نکرده اید؟
جناب سلیمی شما نوشته اید که
"همه ما می دانیم که در دوره عثمانی اتفاقاتی میان ارمنیان و ترکها رخ داده و طرفین همدیگر را به قتل عام یکدیگر متهم می کنند. صرف نظر از اینکه کدام طرف بیشتر حق دارد، و سرانجام این ادعاها به کجا خواهد رسید، این رخداد امریست که میان ترکیه و ارمنستان رخ داده و مسئله هم میان دولتهای ترکیه و ارمنستان و نیز توسط نهادهای زیربط بین المللی در حال پیگیری است. حال نویسنده چه اصراری دارد که آذربایجان را هم در ردیف ترکیه بنویسد؟؟"
براستی شما خود را چگونه تعریف می کنید؟ قتل عامی به عمق ۲۴ اوریل را هنوز شما می خواهید لای برگهای تاریخ مخفی کنید؟ متاسفم برای کسی که پیشترها خود را فدایی می نامید و طرفدار عدالت و ...
۶۷۴۴٨ - تاریخ انتشار : ۱۴ فروردين ۱٣۹۴       

    از : جلال ص

عنوان : چه ربطی دارد؟
کاربرمحترم (جانی خسروآبادی)
قتل عام ارامنه چه ربطی به کردها دارد؟،کردها دارای حکومت مستقلی نبوده اندتا دربرابرجنایت قتل عام ارامنه سهیم باشند ،جنایات را دولت ها انجام میدهند نه ملت ها ،صدماتی که کردها از دولت ترکیه متحمل شده اند ،کمترازارامنه نیست.
۶۷۴۲۹ - تاریخ انتشار : ۱٣ فروردين ۱٣۹۴       

    از : امیر ایرانی

عنوان : ایران و کینه داران نسبت به آن
وجود جمهوری اسلامی و روشهای نابخردانهء مدیریتی آن بر کشور،این بهانه رابه دیگرانی داده که نوع رفتار ضدایرانی خویش را نسبت به سرزمینشان ( کشور ایران) ، در پوششی مبارزاتی و حق طلبانه به خورد دیگران دهند. وقتی نوشتار جناب ماشاله سلیمی مورد توجه قرار گیرد!مشاهده می شود:ماشاالله ،ماشاالله!زیرکانه تبلیغ گر ترکیسم درمنطقه می شود.آنهم: ترکیسمی که خود رادر محوایران به گستردگی فعلی تعریف می کند؛چون وجود ایران رامانع روشهای توسعه طلبانه خود درمنطقه می دانند و آن ترکیسم پی برده است که اگربخواهد عرض اندام کند تنها مانع آنها کشور ایران باتنوعات قومی و هویتی خاص خویش است. جناب سلیمی،ترقیات نوع ترکیسم ؛ترکیه و کشوری بنام آذربایجان! را تبلیغ گر می شود و می گوید:چه شده! وچه خواهد شد! و......بایدگفت:نفت فروختن وبه شیوهء نوکیسه ای ایجاد بزک های فریبنده در محدوده هایی را نمی توان نشانِ ترقی و تکامل روحیه دمکراتیک درجامع بحساب آورد! این بزک های بادکنکی براحتی قابل ترکیدن هستند و.... به امید هوشیاری ایرانیان و رواج روحیهء ایرانیت با هویت خاص ایرانیش درمنطقه! منطقه ای که پراز کینه داران نسبت به سرزمین ایران است.
۶۷۴۲۴ - تاریخ انتشار : ۱٣ فروردين ۱٣۹۴       

    از : masoud memar

عنوان : حضور آقای سلیمی
خواسته یا ناخواسته مسئله ملی هم با دولتها و هم با جامعه کلید میخورد . از یک مسابقه ورزشی تا مناقشه ارضی . تمیز دادن و تفکیک این مسائل نیز به سیاست روز قدرت ها و از طرفی به کیفیت و خواست جامعه بستگی دارد. به باور من حکومتهای ارمنستان و آذربایجان کاملأ غیردموکراتیک و بنوعی مافیائی در قالب جمهوری هستند. در آنسو دولت ارتجاعی اردوغان کاملأ بشکل دموکراتیک بر مسند قدرت تکیه زده است چون جامعه ترکیه در مجموع ارتجاعی و عقب مانده است و قوانین لائیک و سکولار از روی سر جامعه بدان تحمیل شده بود یعنی مدرن در ظاهر و متحجر در باطن بود و نیروهای سکولار در اقلیت قرار دارند و به احتمال زیاد در آینده برای حفاظت از سکولاریسم بطرق غیرقانونی با دولت درگیر خواهند شد چون برای راهیابی به مجلس بطرق قانونی با کمبود آرا مواجهند . در قرن اخیر با خارج شدن جهان از مناسبات دوقطبی شرق و غرب و در خلأ قدرت ٬ جوامع چهره های واقعی خود را نشان میدهند از مخالفان اسد جگرخوار تا مخالفان قذافی بشیوه تجاوزجنسی تا مخالفان رنگارنگ صدام تا بقدرت رسیدن سران سابق ک گ ب در جمهوریهای تازه پدید آمده در شوروی سابق . همینطور در مقطع ۵۷ ایران اسقاط دیکتاتوری به استبداد دینی انجامید . برای تفکیک مسائل ملی و مسائل سیاسی میتوان به رویکرد جامعه مراجعه کرد در تاریخ معاصر ایران میتوان چهار رویکرد ملی جدا از حاکمیت را بوضوح دید : ملی شدن صنعت نفت ٬ اسقاط سلطنت پهلوی ٬ مقابله با تجاوز عراق و ۸۸ ایستادگی در مقابل بیت رهبری.در جوامعی که شکاف عمیقی بین
دولت و ملت وجود دارد ٬ حل مطلوب مسائل ملی کاملأ پیچیده و مشکل است . متأسفانه و خوشبختانه دست دولت ترکیه در سیاستورزی گشوده تر است تا زمانی که کماکان آرای اکثیریت جامعه را داراست.
۶۷۴۱۹ - تاریخ انتشار : ۱٣ فروردين ۱٣۹۴       

نظرات قدیمی تر

 
چاپ کن

نظرات (۱۲)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست