یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود - تاریخ گفتگو کارگری گزارش حقوق بشر ورزش  
   

مجازات اعدام نویسنده : کارل مارکس، برگردان: سیروس الماسیان

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : قاسم سول

عنوان : در نفی اعدام
در کتاب "در نفی اعدام" در مقدمه چنین آمده است:
"اگر سوسیالیسم نبردی برای آزادی و ساختمان جامعه و جهانی نوین و انسانی است ــ که ما چنین می‌اندیسیم ــ راه‌ها و ابزارهای رسیدن به آن و نهادهایی که چنین جامعه‌ای بر آن استوار بوده و متحقق می‌شود، نمی‌توانند غیر انسانی باشند. هدف نمی‌تواند وسیله را توجیه کند. با ابزارهای غیر انسانی و سرکوبگرانه نمی‌توان به جامعه‌ای انسانی و دمکراتیک دست یافت.
برای دگرگونی بنیادین در بینش‌های انسان‌ستیز و فراگیری بینش و منشی انسانگرا که رهایی و همبستگی انسان‌ها را می‌جوید و هدف "حل حقیقی تخاصم میان انسان و طبیعت و انسان و انسان" (مارکس ــ دستنوشته‌های اقتصادی فلسفی) را دنبال می‌کند، باید به ریشه سامانه‌های بینشی و منشی که مستقل از "نیت های خوب" عمل کرده و هر لحظه به باز تولید شرایطی که حاکمیت مناسبات دیکتاتوری و سرکوبگرایانه را ممکن می‌سازد، دست برد و برای دگرگونی آن مبارزه کرد.
ضرورت دامن زدن به بحث در باره‍ی مسئله "اعدام" از این زاویه برای جنبش چپ ایران که هنوز از سنت‌های استالینیستی نبریده، بسیار لازم است"
فهرستی از مقالات کتاب:
۱ــ سرسخن
۲ــ شعر (اعدام شدگان)
۳ــ طرح اعدام
۴ــ در نکوهش نیستی / در ستایش زندگی / در نفی اعدام
۵ــ طرح
۶ــ در باره‌ی مجازات اعدام
۷ــ طرح
۸ــ عالمی دیگر بباید ساخت ...
۹ــ طرح
۱۰ــ چرا با رژیم جمهوری اسلامی مخالفیم
۱۱ــ طرح
۱۲ــ مجازات اعدام (ترجمه نوشته‌ای از کارل مارکس)
۷۶۶۱٣ - تاریخ انتشار : ۲۰ مهر ۱٣۹۵       

    از : قاسم سول

عنوان : ترجمه دیگر از نوشته کارل مارکس در باره اعدام
۲۸ سال پیش نوشته کارل مارکس در باره اعدام در کتابی به نام " در نفی اعدام" ترجمه گردید این هم لینک آن:
http://vahdatcommunisti.org/Dar۲۰nafey۲۰edam.pdf
۷۶۶۰۰ - تاریخ انتشار : ۱۹ مهر ۱٣۹۵       

    از : آرمان شیرازی

عنوان : شایسته نیست که رفتار و ویژگی های انسانی را بجای خود انسان بگذاریم و به داوری بنشینیم...
با درود بر آقای سیروس الماسیان و سپاس فراوان که این مطلب بسیار ارزنده را ترجمه کرده اند, برداشت کوتاه خود از مطلب را همراه با یادآوری یک رخداد در همین راستا می نویسم:

نگرش هگل که: "مجازات حق گناهکار است ... (چرا که) نفی حق (کرده ست و) ... به سزا رساندن (یعنی مجازات یا اعدام او)، نفی ِ این نفی می باشد" به چیز مهمی بی توجه است. این چیز مهم چیست؟ هگل بجای آنکه محکوم را برده ی "عدالت" بیانگارد, جایگاه او را به یک صاحب اختیار و یک انسان خود-تصمیم-گیر بالا می برد. از همین روست که در ایده آلیسم آلمانی نقش اجتماعی فرد (کاملا) اختیاری انگاشته میشود و بعنوان اراده ی آزاد او بجای جبر شرایط اجتماعی گذاشته میشود. استنتاج درخشان مارکس اینست که این ایده آلیسم, با نشاندن یکی از ویژگی های انسانی بجای خود انسان, توهمی را می آفریند که بر بنیاد آن فرد بجای انگیزه های واقعی اش در صندلی اتهام نشانده می شود! پیداست که در سایه ی چنین برخوردی, بجای پرداختن به عوامل سیاسی-اجتماعی (جبر شرایط اجتماعی), حکم اعدام (یا مجازات های ناروای دیگر) برای انسان ها یکی پس از دیگری صادر خواهد شد بدون آنکه هیچ تلنگری به فرآورد (پروسه=جریان) پدید آوردن گنهکاران زده شود! براستی چنین نگرشی منافع چه کسانی را در پس پرده نهان می دارد؟

جالب توجه است, درست چنین نگرشی از سوی هم میهن ارجمندمان, خانم نرگس محمدی (که چند روز پیش در بیدادگاه حکومت اسلامی به ۱۶ سال زندان برای مخالفت با مجازات اعدام, اعتراض علیه اسید پاشی بر روی زنان, دفاع حقوقی از اقلیت های میهنمان, تجلیل از زندانیان ۸۸ و خانواده هایشان و ... محکوم شده), ارائه می شود. نرگس محمدی می گوید: "برای بررسی یک پدیده نمی‌توان مجموعه علل و عوامل پدید آورنده را ندید و فرافکنی کرد. قوه قضاییه ایران به وضوح و روشنی جای متهم و شاکی را عوض کرده و عاملان فرهنگی- اقتصادی- اجتماعی مشکلات و آسیب‌های اجتماعی (مانند افرادی چون رئیس دولت قبل = احمدی نژاد) را مصون از پرسش و محاکمه (نگهداشته) و قربانیان و منتقدان واقعی را به حبس و مجازات می‌کشد." او از حکومت اسلامی و بیدادگاهش می پرسد: "آیا نهادینه شدن فقر در میان ملتی که سرزمینشان سرشار از مخازن و معادن و استعدادهای کم‌نظیر انسانی است، محصول کار من فعال حقوق بشر است که باید در محاکم پاسخگو باشم یا نتیجه عملکرد حکومتی است که مرزی برای رعایت حریم خصوصی افراد جامعه متصور نیست و حقوق فردی، مدنی و سیاسی شهروندانش را نه تنها رعایت نمی‌کند، بلکه با رویکردی امنیتی- نظامی به آنها دست‌اندازی می‌کند و صدای هر معترضی را با زندان و بازداشت پاسخ می‌گوید؟

آیا داشتن چنین هم میهنان دلیر, انسان-دوست و نیک اندیش انگیزه ی سرفرازی نیست؟ و فراتر از آن, آیا نباید از صندلی راحت خود برخیزیم و پای از دایره ی ترس برون بگذاریم و هر آنچه می توانیم, هم اکنون, برای پیشرفت کارها و بهروزیشان انجام دهیم؟
۷۶۵۷۰ - تاریخ انتشار : ۱۷ مهر ۱٣۹۵       

  

 
چاپ کن

نظرات (٣)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست