یادداشت سیاسی سیاسی دیدگاه ادبیات زنان جهان بخش خبر گفتگو آرشیو  
  اجتماعی اقتصادی مساله ملی یادبود کارگری گزارش حقوق بشر ورزش گوناگون پاورقی  
   

سفر - جهان آزاد

نظرات دیگران
اگر یکی از مطالبی که در این صفحه درج شده به نظر شما نوعی سوءاستفاده (تبلیغاتی یا هر نوع دیگر) از سیستم نظردهی سایت می‌باشد یا آن را توهینی آشکار به یک فرد، گروه، سازمان یا ... می‌دانید لطفا این مسئله را از طریق ایمیل abuse@akhbar-rooz.com و با ذکر شماره‌ای که در زیر مطلب (قبل از تاریخ انتشار) درج شده به ما اطلاع دهید. از همکاری شما متشکریم.
  
    از : محمود

عنوان : سفر
فکر نمی کردم شعرتان اینقدر قشنگ باشد. معمولا اشعار سیاسی، جالب از آب در نمی آیند. البته استثنا همیشه وجود دارد. این شعر هم جزو آن استثنائات است.
۲۴۴۷۱ - تاریخ انتشار : ۹ ارديبهشت ۱٣٨۹       

    از : لیثی حبیبی - م. تلنگر

عنوان : پیوسته، چون بهار در کردستان است، و واژه هایش، نان ِ جان!
بر جهان و جان آزاد اش سلام --- بر شکوه واژه ی داد اش سلام
............................

رو به سوی کامیاران کام یاری را ببین --- نقره گون پَرپَر زنان خورشید جاری را ببین
واژه هایش سیروان و کانی ۱کوه و کمر --- واژه فرزاد است اینک سر به سر
در زند بر دیده و دل های عشاق جهان --- واژه را بینی که فرزاد است در آن
چون زلال چشمه ساران بر شده --- گرچه زندانیست ولی اختر شده
روشنایش آسمان و فکر آزادت دهد --- ای تلنگر! بندی ما را ببین آزادگی یادت دهد!


دیریست که در جان خانه
دارم فوج فوج پروانه

وقتی خانه ی خاطرات را
در می زنم
به یاد یاران
پروانه پروانه
در آتش خیال
پَرپَر می زنم.

بار ها
دیده ام
مرگ انسان "زنده" را
و گاه
به این رسیده ام:
پایان پذیرفت!
زنده زنده
پایان پذیرفت
وقتی
دستان اش
از هستی بهار
از شکوفه زار
تهی گشت.
پایان پذیرفت
و هدایت را زایید
تا برای سایه اش بنویسد!

من اما
یافته ام
همیشه
سبز پر شکوهی را
که بهار در زمستان،
ترانه در تاریکی،
و مرهم
برای زخم خوره خورده است.
او حتی
راز زیستن را
در خانه ی مرگ می داند
بهار در کردستان را می ماند
اینک
آیینه را، چشمه را
به خود می خواند
و می داند
که زلال زمزمه اش
جاری می شود
تا من برای سایه ام ننویسم
در این قحط آدم.

فرزاد را می گویم
که پیوسته
چون بهار در کردستان است
و واژه هایش
نان جان!

۱ - کانی(کردی)، خونی(تالشی) = چشمه، است. واژه ی پهلوی کان = معدن، نیز هم خانواده ی کانی است. و اصطلاح مدرن عربی ایرانی آب معدنی، در واقع همان آب کانی است. و خونی که در رگهای ما در جریان است، و در واقع کان و نان جان است، نیز هم خانواده ی آن است.
۲۴۱۹۲ - تاریخ انتشار : ۵ ارديبهشت ۱٣٨۹       

  

 
چاپ کن

نظرات (۲)

نظر شما

اصل مطلب

   
بازگشت به صفحه نخست